سبکِنو

انشا شب یلدا برای پایه های مختلف؛ 10 انشا جدید با موضوع شب چله

در این بخش سایت سبکِنو مجموعه 10 انشا شب یلدا برای پایه های مختلف تحصیلی را ارائه کرده ایم. در ادامه انشا در مورد آداب و رسوم شب یلدا، فرهنگ کهن شب یلدا و طولانی ترین شب سال تهیه کرده ایم.

انشا شب یلدا طنز

شب یلدا، شب خیلی خوبی است. ما توی این شب آن‌قدر میوه می‌خوریم که شکم‌های‌مان باد می‌کند. انار و پرتقال و موز و هندوانه و آجیل و شیرینی و همه چیز پیدا می‌شود. من نمی‌دانم مامان این ظرف آجیل را از عید نوروز تا الان کجا قایم کرده بوده که توی این شب یکهو سر و کله‌اش پیدا می‌شود. من هیچ وقت جای دو چیز را نتوانستم توی خانه‌مان پیدا کنم: 1-آجیل‌هایی که مامان قایم می‌کند. 2- جوراب‌هایم که خودم قایم می‌کنم. اولی را مامان هیچ وقت لو نمی‌دهد اما دومی را همیشه با جمله‌ی «همون جا تو کشوئه» جواب داده و خودش می‌آید جوراب غیب شده را ظاهر می‌کند. مامانِ من برای خودش جادوگری است.

تازه در این شب همه‌ی خاله‌ها و دایی‌ها و عموها و عمه‌های من هم می‌ریزند توی خانه ما چون بابا بزرگِ من، بزرگ فامیل است و توی خانه ما زندگی می‌کند. بعد که مهمان‌ها جمع می‌شوند، بحث و گفتگوی بابایِ من با شوهر عمه‌ها و شوهر خاله‌ها و دایی‌ها و عموها از مسئله آلودگی هوا و ترافیک گرفته تا فروش نفت برنت دریای شمال (اسمش را از یکی از عموهای روزنامه‌خوانم یاد گرفته‌ام) ادامه پیدا می‌کند. همچنین آن‌ها برای حل مشکل گرانی کشور پیشنهادهایی به هم می‌دهند. البته یکی از شوهر عمه‌هایم خیلی توی بحث‌شان شرکت نمی‌کند و فقط بین هر مشت تخمه جاپنی که می‌شکند عادت دارد یک بار بگوید: «شما ساده‌اید ها! این‌ها همه‌اش کار خودشان است!»

در جمعی کمی آن طرف‌تر هم مامانم با خاله‌ها و زن‌دایی‌ها و عمه‌ها معمولا بر سر ارتفاع بینی عروس فلانی با هم اختلاف‌شان می‌افتد و یکی از خاله‌هایم آدرس جدیدترین محل‌های کاشت دماغ و سربالا کردن ناخن (یا شاید جابجا نوشته باشم!) را به بقیه می‌دهد. همچنین یکی از زن‌دایی‌هایم از همه دعوت می‌کند که به کمپین یک شب یلدا بدون موبایل بپیوندند و به همین دلیل یکی دو ساعت فقط مشغول موبایل‌شان می‌شوند که این مطلب را برای این گروه و آن گروه بفرستند.

در پایان که همه چیز را خوردند و تمام شد تازه هندوانه را می‌آورند جلوی‌شان می‌گذارند. قبلاها این طور بود که بابا هندوانه را می‌آورد نیم ساعت با شوهرعمه بر سر شیرین بودن یا نبودنش بحث می‌کردند و این‌که باید صدای طبل بدهد یا تیمپو. بعد هم قاچ شتری ازش می‌گرفتند. اما جدیدا مامان یاد گرفته هندوانه را شبیه گل رز درست می‌کند و کلا دیگر این بحث‌ها از بین رفته است.

خلاصه که در این شب به ما خیلی خوش می‌گذرد و همه شاد و خوشحال هستیم، فقط دلم برای بابا بزرگ می‌سوزد که یک گوشه می‌نشیند و کسی باهاش حرف نمی‌زند. بابا بزرگ چندسالی هست که خوب نمی‌تواند حرف بزند، بابا می‌گوید که او سکته کرده و یک طرف بدنش از کار افتاده است. آخر شب هم همه می‌روند سراغ کار و زندگی‌شان و من می‌مانم و صبح فردا که باید مدرسه بروم و تکلیف‌هایی که انجام نداده‌ام! این بود انشای من.

انشا شب یلدا برای پایه های مختلف؛ 10 انشا جدید با موضوع شب چله

انشا شب یلدا برای کلاس هفتم

امشب، پیاله دقایق کشدار، پر از شراب حافظ است و فضای صمیمی و ساده، همه را به سرزمین تصنیف های دل آرا می کشاند.

حکایات پندآموز، از گنجه ذهن کهن سالان، همچون کتاب سعدی که از قفسه های قدیمی خارج می شود، بیرون می آید و به دل های شب نشینان، رنگ تأثیر می زند.

طومار این شب ماندگار هر چه هست، یادهای شیرین کودکی است. مجال اندوه در دفترچه خاطرات امشب نیست.

آسمان این شب پر حوصله، با حضور ستاره های قشنگ شعر و حکایات، به زیبایی می رسد. اطراف قاچ های هندوانه و استکان های کمرباریک چای، تعریف های عاشقی و قصه های دلدادگی است.

امشب، جوان تر از حرف های پدربزرگ، خاطره ای نخواهد ماند.

از نقطه پایان فصل برگ ریزی، بوی خنده های یلدایی پدربزرگ شنیده می شود. همیشه گویا برف زمستان، زودتر بر گیسوی مادربزرگ باریده است؛ ولی او همچنان با خاطرات پیرامون کرسی، محفل یلدا را گرم تر از تابستان نگه می دارد.

مطلب مشابه: انشا چهارشنبه سوری؛ 6 انشا درباره رسم چهارشنبه سوری با مقدمه بدنه و نتیجه گیری

انشا درباره شب چله برای دبیرستان

این انشا حاوی لغات و جملاتی است که شاید برخی از آن ها پیچیده به نظر برسند می توانید از بعضی از جملات این متن استفاده کنید و آن را در انشای خود به کار ببرید

متن انشا:

چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند.

مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی – هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید (مهر) نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند کریسمس مسیحیان نیز ریشه در همین اعتقاد دارد در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.

در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند.

سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد. در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.

انشا شب یلدا برای پایه های مختلف؛ 10 انشا جدید با موضوع شب چله

انشا درباره شب یلدای مجازی

گرچه شب یلدا به دلیل کرونا بیشتر به شکل مجازی برگزار می شود اما امسال با کمتر شدن کرونا می توان با رعایت برخی مسائل بهداشتی دور هم جمع شویم. یلدا فرصتی است که فامیل و اقوام خود را ببینیم و اگر کدورتی بین ما وجود دارد آن را برطرف کنیم. در این سال ها که کرونا باعث شده کمتر یکدیگر را ببینیم باید از فرصت هایی مثل عید و یلدا بیشتر استفاده کنیم و حتی شده به شکل مجازی حالی از یکدیگر بپرسیم.

تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است وگرنه اگر این دور هم بودن نبود یک دقیقه طولانی تر شدن یلدا چه اهمیتی داشت.

بیاید در شب زیبای یلدا از ته قلب خود دعا کنیم که همیشه دلیلی برای شادی و خنده داشته باشیم و مشکلات زندگی همه برطرف شود. باور به نور و روشنایی است که شام تیره از دل شب یلدا جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد.

انشا در مورد میوه های شب یلدا

آیا تا به حال درباره میوه های شب یلدا فکر کرده اید، مثلا چرا باید در چله ی زمستان به سختی هندوانه پیدا کرد و در شب یلدا خورد؟ یا چرا انار پای ثابت شب های یلداست؟ دیگر میوه های شب یلدا نارنگی، لبو (چغندر قرمز)، ازگیل، کدوحلوایی، سیب، کیوی و پرتقال هستند.

اما فلسفه میوه های شب یلدا چیست؟ مثلا چرا شب یلدا انار و هندوانه میخوریم؟ قدیمی ها اعتقاد داشتند خوردن هندوانه در شب یلدا باعث می شود از سرماخوردگی و مریضی در امان باشیم. انار نماد شادی، زایش و خورشید است. انار یکی از میوه های بهشتی است. دانه های سرخ انار در میان میوه های شب یلدا جلوه خاصی دارند.

کدوحلوایی یکی دیگر از میوه های مخصوص شب یلداست و در کنار دیگر میوه ها سفره شب یلدا را کامل می کند. از آنجایی که شب یلدا در فصل سرد سال واقع شده (یک روز قبل از زمستان) کدو حلوایی و لبو برای گرم شدن مناسب هستند. البته برخی مناطق رسم است از میوه های یخ زده فصل تابستان مانند گیلاس، آلبالو، انگور یخ زده هم در شب یلدا استفاده می کنند.

مطلب مشابه: انشا مادر؛ 5 انشا جدید درباره مادر و فداکاری های او برای پایه های مختلف

انشاء در مورد شب یلدا برای کلاس هفتم و دهم برای درس آزاد

«واژه یلدا به معنی «زایش و زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان بر این باورند که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می شوند و تابش نور ایزدی فزونی می یابد. آخرین شب پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید نامیده اند و به همین علت به جشن و پایکوبی می پردازند.

در نتیجه شب یلدا بهانه ای است برای دور هم بودن. یلدا را می توان جشن گردهمایی و دورهمی های خانوادگی دانست. در این شب خاص خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده جمع شده و در سرمای آغازین فصل زمستان، با حضور گرم خود همه چیز را خاطره انگیز و به یاد ماندنی می کنند. در این شب خاص ما نیز دور هم جمع می شویم و با غذاها و میوه های رنگارنگ مخصوص این شب و فال حافظ خواندن و شب را به سحر می رسانیم. شب یلدا چه شب زیبا و فراموش نشدنی است»

انشا شب یلدا برای پایه های مختلف؛ 10 انشا جدید با موضوع شب چله

انشاء در مورد شب یلدا برای کلاس چهارم و پنجم

«شب یلدا که به آن «شب چله» نیز می گویند، یکی از کهن ترین جشن های ایرانیان است. شب یلدا آداب و رسومی داشته که قرن هاست در بین ایرانیان اجرا می شود. مردم در هر شهر و روستایی با توجه به آداب و رسوم خود این شب خاطره انگیز را جشن می گیرند. در این شب طولانی همه نزد اقوام خود می روند و این شب را با صرف شام و شیرینی و آجیل و میوه های مخصوص شب یلدا و جشن و پایکوبی به صبح می رسانند.

یلدا فرصتی است برای دیدن دوباره خانواده و دوستان، فرصتی است برای رفع دلتنگی ها، بهانه ای است برای دور هم جمع شدن ها. یلدا زمانی برای تکرار هر آنچه روزگاری سرمشق خوبی ها و شادی ها بوده اند. مجالی است برای دیدن عزیزانی که تصویر و صدایشان در پس این مشغله زندگی رنگ باخته است. زمانی است برای جاری شدن لبخند بر لب های کودکان و مادربزرگ ها و پدربزرگ ها. با هم حافظ می خوانیم و این شب به یادماندنی را جشن می گیریم».

انشا شب یلدا کوتاه

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

همه شب های پاییز را مشتاق آمده ایم تا به تو برسیم. چه قدر آمدن تو لذت بخش است! به اندازه بهاری که در راه است، آمدنت را انتظار کشیده ایم.

تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایی که در چشم هایت می درخشند، ای خواستنی ترینِ شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح های دل انگیز آفتابی بهار، شیرین است. ای دیرپاترینِ شب ها! چه قدر شاعران نام تو را دوست دارند؛ یلدا!

تو که می آیی، طعم گرم و صمیمی گرد هم آمدن خانواده ها را دوباره می توان حس کرد. تو به اندازه شب های عید، معجزه می کنی. تو که می آیی، خانواده های آشنا هم می آیند؛ دوستان صمیمی هم.

تو که می آیی، بزرگ ترهای شاید فراموش شده، دوباره به جوان ترهای مهمان، به گرمی لبخند می زنند.

مطالب مشابه