سبکِنو

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

در این مطلب مجموعه اشعار زیبا، مذهبی، غمگین و بسیار سوزناک در مورد امام حسین را می خوانید و امیدواریم این متن و شعرهای کوتاه و بلند در مورد امام حسین و ماه محرم مورد توجه شما قرار بگیرند. با ما همراه باشید.

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

شعر غمگین برای امام حسین (ع)

یا حسین بن علی
خون گرمِ تو هنوز
از زمین می‌جوشد
هر کجا باغ گل سرخی هست
آب از این چشمۀ خون می‌نوشد
کربلایی‌ست دلم!
سرِ حق بر نیزه ست
خیل آزادگی آوارۀ صحرای ستم
از سیه‌کاری شمران و یزیدان فریاد
یا حسین بن علی
همتت همره حق جویان باد!

هوشنگ ابتهاج

همه، احساسِ دل، پُرشور و شِین است؛
دوباره، ماتمِ مولا حسین است؛
شده، سرچشمه های شادِ دل، خشک؛
چرا که اشکِ غم، جان را در عِین است…

حسینِ من…..
بیا و این دل شکسته را بخر…
حسینِ من…
مسافر جامانده را با خود ببر…
السلامُ علیک یا ابا عبْدالله

مطلب مشابه: جملات زیبا در مورد ماه محرم + عکس نوشته و اشعار سوزناک دهه محرم

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

اشعار زیبا در مورد امام حسین

عشق یک واژه‌ بی ارزش بی معنی بود
تا که یکباره خدا گفت که عشق است «حسین (ع)»

کیست تواند که چنین جان دهد
جانِ خودش را رهِ جانان دهد
جز تو حسین کیست چنین قهرمان
کیست که هفتاد و دو قربان دهد

در سوگ حسین سالها می گرییم
در تاسوعا عاشورا می گرییم
او گریه کند به حال ما حق دارد
من در عجبم که ما چرا می گرییم

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می‌برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی‌داند عروسی یا عزا دارد حسین …

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم “شهریار”
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

شعر سوزناک محرم

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه‌اند
عشق در دست حسین بن علیست

در مکتب عشق شاهباز است حسین

مرات دل اهل نیاز است حسین

ســـــــــرداد نــــداد تن به ذلت اری

جــــاوید کنند نماز است حسین

در خلقت ما سوی سهیم است حسین
در نزد خدا ذبح عظیم است حسین

ای غــــــــرقِ گنه بگیر دامانش را
زیـــــرا چو خدای خود کریم است

مطلب مشابه: متن تسلیت تاسوعا + عکس نوشته های غمگین روز نهم ماه محرم

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

فرمانده عشاق، دل آگاه حسین است
بیراهه مرو! ساده‌ ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیک‌ ترین راه به الله حسین است

از میان نوحه و زنجیر و گریه بر حسین
کاش گوشم بشنود پیغام آن آزاده را…

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

من تشنه لبم آب حیاتم بدهید

راهی بــــــــــه سفینه النجاتم بدهید

من تذکرۀ کرببلا می خواهم

ای آل محمد (ص) این براتم بدهید

شعر های کوتاه درباره امام حسین و ماه محرم

حاجیان جمع اند دور هم همه

پس کجا رفته حسـین فاطمه

حاجـیان رفتند یکـسر درمنا

پس چرا اورفته سوی کربـلا

او بجای موی سر ،سـر میدهد

قاسـم و عـباس و اکبر میدهد

سعی حـج او صفا باخنجر است

مروه اش قبر علـی اصغر است

ای حضور آسمان در جان خاک
یا حسین بن علی روحی فداک

موج ها هرچه تلاطم می کنند
پیش پایت خویش را گم می کنند

ای نماز عشق را تکبیر سرخ
آیت تطهیر را تفسیر سرخ

ای شکوه آفرینش، ای یقین
آبروی مکتب، ای سالار دین

ای امام لاله های نینوا
آفتابِ غرقِ خون در کربلا

ای جلال هر چه غیرت، هرچه مرد
قوّت بازوی قرآن در نبرد

قوس محرابم، خم ابروی توست
خط «انعمت علیهم» کوی توست

آب ها وقتی که توفان می کنند
یاد آن لب های عطشان می کنند

«حسین اسرافیلی»

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

اشعار ویژه شهادت امام حسین

حسین بن علی را ظهر عاشورا
به مقتل ذکر جانپرور نماز است
بـــه زیرتیر باران بست قامت
کـه از جان نیز بالاتر نماز است

تـا هست جهان ، شـور محرم باقیست
این جلوه ی جان در همه عالم باقیست
از ناله ی نینوای یاران حسین
همواره به لب ، زمزمه ی غم باقیست

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید

بر دوست همان روز که با حنجره خون
گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید

شد کرب و بلا کعبه تو، حجّ تو مقبول
گفتی تو چو لبیّک، بلا در تو درخشید

ای معجزه سرخ، به ایثار تو سوگند
تو خون خدایی، که خدا در تو درخشید
«رضا اسماعیلی»

مطلب مشابه: اشعار نوحه ماه محرم و مجموعه شعر شهادت امام حسین (ع) و یارانش

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

سرم سودایی جام حسین است
همیشه بر لبم نام حسین است
دلم گر چون کبوتر پر بگیرد
اقـــامتگاه او بام حسین است
شعرهای کوتاه درباره امام حسین و ماه محرم
از ازل در طَلَبَت چشم ترم گفت حسین
هرکجا بال زدم، بال و پرم گفت حسین
مادرم داد به من درس محبت اما
من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین

به سینه هرکه تمنای کربلا دارد
همیشه در دل خود روضه‌ای به پا دارد
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد؟
بدون عشق تو عالم کجا بها دارد؟
حـــلال جمیع مشکلات است حسین
شـــویندۀ لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا
جائی که سفینه النجاه است حسین

هوایِ گریه باز از نو، در عِین است؛
تمامِ قامتم، از غم، چو غِین است؛
گلِ احساسِ جان گریان شده؛ چون:
عزای مردِ حق، مولا، حسین است…

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

متن غمگین درباره امام حسین

اشکم ز هجر روی تو خوناب شد حسين
مويم ز غصه رشته مهتاب شد حسين
هرجا کنار آب نشستم ز داغ تو
از بس که سوختم جگرم آب شد حسين

سرم سودایی جام حسین است

همیشه بر لبم نام حسین است

دلم گر چون کبوتر پر بگیرد

اقـــامتگاه او بام حسین است

شعر های کوتاه درباره امام حسین و ماه محرم

از ازل در طَلَبَت چشم ترم گفت حسین

هرکجا بال زدم، بال و پرم گفت حسین

مادرم داد به من درس محبت اما

من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین

مطلب مشابه: متن مداحی ماه محرم؛ متن اشعار مداحی حسینی و شهادت یارانش در کربلا

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

از علقمه آمدی بگو یاس کجاست ؟
گلواژه عشق و شور و احساس کجاست ؟
دستت به کمر گرفته ای لب بگشا
بابا تو بگو عمویم عباس کجاست ؟
سلام بر تو ای ساقی عطشان

ای حضور آسمان در جان خاک یا حسین بن علی روحی فداک
موج ها هرچه تلاطم می کنند پیش پایت خویش را گم می کنند
ای نماز عشق را تکبیر سرخ آیت تطهیر را تفسیر سرخ
ای شکوه آفرینش، ای یقین آبروی مکتب، ای سالار دین
ای امام لاله های نینوا آفتابِ غرقِ خون در کربلا
ای جلال هر چه غیرت، هرچه مرد قوّت بازوی قرآن در نبرد
قوس محرابم، خم ابروی توست خط «انعمت علیهم» کوی توست
آب ها وقتی که توفان می کنند یاد آن لب های عطشان می کنند

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

با عشق حسین هر که سر و کار ندارد
خشکیده نهالیست ، پر و بال ندارد
ما غرق گناهیم و ز آتش نهراسیم
آتش به محبان حسین کار ندارد

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست
خورشید گلی از چمن حنجر توست
شب وقف مدار چشم هایت مولا
صبح، آینه ی دستِ بهارآور توست

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین
و ‌ای تا ابد لوای عزایت به پا حسین

هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است
هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین

امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت
آن دم که کرد جسم تو در خون شنا حسین

حسرت برم به مُحتضری، کآخرین نفس
روی تو دید و خنده زد و گفت: یا حسین

من کیستم که گریه کنم در عزای تو
گریند روز و شب به غمت انبیا حسین

خون آب غسل و کفن گَرد رهگذر
تشییع توست زیر سُم اسب ها حسین

سنگم اگر زنند، به جایی نمی روم
آخر تو خود بگو که روم در کجا حسین؟

تن خسته، پشت خم شده، بار گنه به دوش
رحمی به حال «میثم» بی دست و پا حسین

غلامرضا سازگار

مطلب مشابه: اشعار درباره حضرت ابوالفضل عباس (ع) و شب تاسوعا با شعر کوتاه و بلند غمگین

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

اشعار زیبا در مورد امام حسین (ع)؛ شعر کوتاه و بلند سوزناک محرم

رنگ عالم شد سیاه
در جهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه
تکیه تکیه یاحسین
در غمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه
چونکه بالاتر نداشت
در میان ماه ها ماه محرم شد سیاه
در مِنا امسال آه
علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه
جلد مانند لباس
بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه
پوست درسینه زنی
سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه
بین این رنگین کمان
دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه
برتن مسلم هم آه

رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه

مطالب مشابه