سبکِنو

انشا باران؛ 9 انشا با موضوع بارش باران زیبا برای پایه های مختلف

در این بخش برای پایه های مختلف تحصیلی 9 انشا باران (بارش باران، قدم زدن درباران، صدای باران و …) را ارائه کرده ایم.

انشا باران؛ 9 انشا با موضوع بارش باران زیبا برای پایه های مختلف

انشا درباره لذت شنید صدای باران

صدایی توی دنیا هست که لذت شنیدن آن خستگی و کسالت را رفع می‌کند و آن صدای منظم ریز ریز باریدن باران است.

دلگیرترین روز هفته بود. کلاس در سکوت فرورفته بود. از پنجره که به بیرون نگاه می‌کردی، رنگ خاکستری آسمان توی چشم می‌خورد. معلم داشت از یکی از دانش‌آموزان درس می‌پرسید. بقیه خسته و بی‌رمق نگاهش می‌کردند. آن دانش‌آموز به آهستگی و گاهی با اشتباه جواب می‌داد و بیشتر مواقع سکوت می‌کرد.

در همین وقت ناگهان صدایی برخاست. صدایی که مثل نوازش گوش‌ها و یا دست کشیدن بر سر احساس بود. خستگی از تن همه در رفت. بر لب‌هایی که تا چند دقیقه پیش به طرف پایین کشیده بودند، لبخند نشست.

صدای برخورد باران با پنجره کلاس به گوش می‌رسید و هر دانش‌آموزی چیزی می‌گفت. صدای باران یک نفر را یاد بچگی‌هایش می‌انداخت که با بچه‌ها توی کوچه زیر باران بازی می‌کردند. یکی از بچه‌ها گفت:«من صدای باران را که می‌شنوم، یاد صدای پای پدرم می‌افتم که به خانه نشاط می‌آورد. صدای پای باران واقعا زیبا و نشاط آور است».

یکی دیگر گفت:«من با صدای باران یاد موسیقی می‌افتم. من به موسیقی علاقه زیادی دارم و به نظرم سمفونی باران زیباترین موسیقی دنیا است». دیگری بی‌مقدمه و با لحن شاعرانه گفت:«بیا تا شعر باران را بخوانیم…» بچه‌ها با صدای بلند خندیدند و به او گفتند که باران، شاعرش کرده است.

پس از دقایقی زنگ خورد و دانش‌آموزان با خوشحالی از کلاس بیرون رفتند تا همراه باران سرود زندگی بخوانند.

صدای باران همیشه زیبایی‌های زندگی را به خاطر می‌آورد. صدای باران زیباست و شعر باران زیباترین شعر هستی است. من که عاشق صدای باران هستم.

انشا در مورد صدای باران (کلاس سوم)

مقدمه: در دنیا صدایی وجود دارد که لذت شنیدن آن خستگی و کسالت را رفع می‌کند؛ صدای منظم ریز ریز باریدن باران.

بدنه: دلگیرترین روز هفته بود. کلاس غرق سکوت و کسالت بود. از پنجره که به بیرون نگاه می‌کردی، رنگ خاکستری آسمان توی چشم می‌خورد. معلم داشت از یکی از دانش‌آموزان درس می‌پرسید. دانش‌آموز به آهستگی و گاهی با اشتباه جواب می‌داد و بیشتر مواقع سکوت می‌کرد. بقیه خسته و بی‌رمق نگاهش می‌کردند.

در همین موقع ناگهان صدایی برخاست. صدایی که گوش‌ها را نوازش  می‌داد و بر سر احساس دست می‌کشید. خستگی از تن همه در رفت. روی لب‌های آویزانی که تا چند دقیقه پیش به طرف پایین کشیده شده بود، لبخند نشست.

صدای برخورد باران با پنجره کلاس باعث شد هر دانش‌آموزی چیزی درباره باران بگوید. یک نفر گفت صدای باران او را یاد بچگی‌هایش می‌اندازد که با بچه‌های توی کوچه، زیر باران بازی می‌کردند. یکی از بچه‌ها گفت:«من صدای باران را که می‌شنوم، یاد صدای پای پدرم می‌افتم که به خانه نشاط می‌آورد. صدای پای باران واقعا زیبا و نشاط آور است».

دیگری گفت:«من با صدای باران یاد موسیقی می‌افتم. من به موسیقی علاقه زیادی دارم و به نظرم سمفونی باران زیباترین موسیقی دنیاست». دیگری بی‌مقدمه و با لحن شاعرانه‌ای گفت: «بیا تا شعر باران را بخوانیم…» بچه‌ها با صدای بلند خندیدند و به او گفتند که باران، شاعرش کرده است.

پس از دقایقی زنگ خورد و دانش‌آموزان با خوشحالی از کلاس بیرون رفتند تا همراه باران، سرود زندگی بخوانند.

نتیجه: صدای باران همیشه زیبایی‌های زندگی را به خاطر می‌آورد. صدای باران زیباست و شعر باران زیباترین شعر هستی است. من که عاشق صدای باران هستم.

مطلب مشابه: انشا چرا باید از طبیعت مراقبت کنیم؟ 2 انشا زیبا برای دستان

انشا در مورد باران با روش پرسش سازی

به قطرات ریز آب که از ابرها فرو می‌ریزند، باران می‌گویند. بارش باران بخش عمده ‌ای از چرخهٔ آب در طبیعت محسوب شده و آب شیرین سیاره زمین را فراهم می‌کند. با بالا رفتن بخارهای آب کم کم ابر تشکیل می‌شود و با بالا رفتن ارتفاع ابرها کم کم به نقاطی می‌رسند که بسیار سرد است، در نتیجه بخار آب و قطرات ریز آب در داخل ابر سرد شده و فشرده می‌شوند و سرانجام به شکل باران فرو می‌آیند.  در واقع وقتی آب بسیار فراوانی متراکم می‌­شود، حجم و وزن قطرات آب موجود در ابر‌ها به حدی افزایش می‌­یابد که هوا قادر به نگهداشتن آن‌ها نیست. آن وقت طی فرآیندی به نام «بارش»، به شکل باران، برف و تگرگ دوباره به زمین بازمی‌­گردند.

مقداری از باران به دریاها و اقیانوسها می ریزد و مقداری دیگر به خشکی سرازیر می‌شود. قسمتی از قطرات باران توسط گیاهان جذب شده و سرسبزی و حیات طبیعت را سبب می‌شوند. قسمتی دیگر از باران نیز در خاک نفوذ می‌کند. از آنجا که قسمتی از پوسته زمین نفوذ ناپذیر است آب‌ها در ین قسمت‌ها مهار شده و ذخیره می‌گردند و بعداً ازطریق چشمه ها ، قنات ها و چاه ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. آبی که انسان امروزه از دل چاه عمیق بیرون می‌کشد و با نوشیدن آن زنده می‌ماند، حاصل قطرات بارانی است که احتمالا سالها قبل در اعماق زمین برای امروز ذخیره شده است، بی آنکه فاسد شود. 

همچنین باران، هوا را پاکیزه می‌کند، گرد و غبار و ذرات معلق در هوا را در خود حل کرده و به زمین می‌آورد. اگر باران نمی‌بارید، پس از مدتی آلودگی هوا به حدی می‌رسید که تنفس برای انسان غیر ممکن می‌شد.

شاید بپرسید چرا در بعضی مناطق بیشتر باران می‌بارد و در مناطقی مثل کویر باران نمی‌بارد؟ دلیل آن این است که اگر ابرها به توده های گرم هوا برخورد کنند (مثلا در محیط های گرم کویری)، از حالت تراکم خارج شده و قطرات آب موجود در آن‌ها به سمت زمین حرکت می‌کنند اما این قطرات در مسیر بارششان، قبل از برخورد به زمین بخار می شوند وبه این شکل بارانی تشکیل نمی‌شود. اما اگر ابر به یک توده هوای مرطوب و خنک برخورد کند، بزرگتر و بزرگتر می‌شود و با بزرگتر شدن ابر، قطرات ریز آب به هم می‌پیوندند و قطرات درشت تری را تشکیل می‌دهند. در این حالت، قطرات بزرگتر وزن بیشتری پیدا می کنند و به شکل باران فرو می‌ریزند.

از بین بردن جنگل‌ها می تواند باعث کاهش بارندگی در جهان شود. قطع بی رویه درختان و نابودی جنگل‌ها، رطوبت را کاهش داده و فرآیند تشکیل ابرها و باران را دچار اختلال می‌کند. هرچه انسان بیشتر منابع آبی و جنگل‌ها و مراتع را تخریب کند، گرمای زمین را افزایش و میزان بارش باران را کاهش داده است. از طرفی اسراف در مصرف آب عملا باعث کاهش نزولات خواهد شد. 

در صورتی که آب باران به طور طبیعی از پاکیزه ترین آب‌هاست، امروزه آلودگی هوا بر اثر فعالیت های بی رویه کارخانه ها و … باعث ایجاد باران اسیدی می‌شود که خود معضل دیگری است. انسان باید برای بقای طبیعت و آیندگان، دست از سودجویی و رفتارهای آسیب زننده به طبیعت بردارد تا بتوانیم در سال های آینده شاهد بارش بیشتر و تجدید حیات طبیعت باشیم.

انشا در مورد باران و ترافیک

مقدمه: آن روز صدای باران می‌آمد و ضربی که روی شیشه‌های خانه گرفته بود، به راستی شنیدن داشت. لب پنجره رفتم و به خیابان نگریستم؛

بدنه: یک مادر و کودک از خیابان رد می‌شدند و چتری همراه نداشتند. اما به نظر نمی‌رسید که از ریزش تند باران بر سر و صورت خود، نگرانی و ناراحتی داشته باشند. در سمتی دیگر لبو فروشی را دیدم که نایلونی روی چرخ لبوهای خود کشیده و آرام آرام چرخ دستی را هل می‌داد تا زیر سرپناهی برسد. صدای باران همچنان می‌آمد و به رفت و آمد مردم در خیابان، ریتم خاصی می‌بخشید. گویی هر کسی که از این خیابان عبور می‌کرد گام‌های خود را از قبل با ریتم صدای باران هماهنگ ساخته بود.

چند دقیقه‌ای که گذشت، ترافیک سنگینی در خیابان شکل گرفت. ماشین‌ها بوق می‌زدند و صدای چک چک باران در صدای بوق آن‌ها، گم می‌شد. از این فاصله هنوز می‌توانستم حرکت تند برف پاک‌کن‌ها را ببینم که قطرات تند باران را از روی شیشه خودروها پاک می‌کردند.

پلیس راهنمایی و رانندگی یک کاور نایلونی روی لباس فرم خود پوشیده و ظاهری بامزه پیدا کرده بود. برای لحظاتی چشمانم را بستم و سعی کردم با صدای باران، خود را در کف خیابانی که مقابل خانه‌مان بود تصور کنم. لحظه‌ای خودم را جای لبوفروش گذاشتم و لحظه‌ای دیگر به جای مامور پلیس راهنمایی و رانندگی در حال هدایت ماشین‌ها بودم…

پایان بندی: صدای باران مثل یک لالایی مهرآمیز بود و من آرام آرام احساس کردم که خواب آلودگی به من هجوم می‌آورد. سرم را روی لبه پنجره گذاشتم و در حالی که به ریزش قطرات باران خیره شده بودم، لحظه لحظه احساس سنگینی بیشتری در پلک‌هایم می‌کردم. رفته رفته دیگر چیزی نمی‌دیدم و در حالی که چشمانم را بسته و به خوابی خوش فرو می‌رفتم؛ صدای باران و ریتم آهنگ آن بدون بوق ماشین‌ها در ترافیک، ذهنم را نوازش می‌داد.

مطلب مشابه: انشا درباره زمستان؛ بیش از 10 انشا فصل زمستان راهنمایی و دبیرستان

انشا در مورد باران پاییزی (قدم زدن در باران)

مقدمه: اولین باران پاییزی که بیاید، بوی برگ‌های خیس و صدای باد ما را به قدم زدن در باران پاییزی تشویق می‌کند.

بدنه: چتر را برمی‌داریم و به کوچه و خیابان می‌زنیم. رنگ های زرد و سرخ و قهوه ای برگ‌ها که حالا از خیسی باران برق می‌زنند به چشم‌هایمان هجوم می‌اورند و تصاویر زیبایی را به ما نشان می‌دهند. باران پاییزی گاهی آرام است و گاهی تند، اما هر چه باشد وقتی با برگ‌های خشک روی زمین ترکیب می‌شود، عطر شگفت انگیزی ایجاد می‌کند و هر انسان عاشقی را مست می‌کند. باران پاییز از رسیدن سرما خبر می‌دهد اما سرمایی دلپذیر که با باران، سالی پر بار و پر برکت خواهد شد. اولین باران پاییزی که ببارد یک چای گرم و یک گفتگوی دوستانه می‌چسبد که به تماشای زیبایی های پادشاه فصل‌ها بنشینیم و از لحظات‌مان لذت ببریم.

نتیجه گیری: باران پاییزی جان می‌دهد برای بیرون رفتن با یک پالتوی بارانی و خیس شدن زیر نعمت پروردگار مهربان، دانه ریختن برای گنجشک‌ها، قدم زدن روی برگ های خشک پاییز و شنیدن صدای خش خش برگ‌ها، تن سپردن به باد پاییزی و شکرگزاری برای اینهمه زیبایی که خداوند به طبیعت بخشیده است.

انشاء صدای باران

«آسمان کم کم تیره و تاریک شد. باران آرام آرام شروع به باریدن کرد. برق شدیدی در آسمان دیده می شود و صدای مهیبی به گوش می رسد. این صدای رعد و برق است و باران شدید و شدیدتر می شود. مردم به سرعت به دنبال یافتن سرپناه هستند. چترهای مردم و بالکن ها مانند پناهگاهی هستند که آغوش خود را بر روی مردم باز کرده اند. با گذر زمان خیابان ها خلوت شده و اشخاص کمتری در خیابان دیده می شوند. هوا سردتر شده و قطرات باران همچون تگرگ از آسمان می بارد. این تگرگ ها مانند سنگ های یخی کوچک بر روی زمین می ریزند. باران باغبانی می شود که به گل ها و درختان و سبزه ها آب می دهد، رفتگری که خیابان ها را تمیز می کند، سقایی که به تشنگان آب می دهد. همراه شدن با اشکی از چشمان آسمان می ریزد، از زیباترین تجربه های زمینی است و صدای باران بی اغراقانه زیباترین ترانه خداوند است که طنینش در زندگی مان نواخته می شود».

انشا در مورد باران کامل با مقدمه، بدنه و نتیجه

مقدمه انشا درباره باران

باران این رحمت الهی پیام عشق و محبت را به زمینیان هدیه می دهد و برکت و زیبایی را برای طبیعت به ارمغان می آورد. در فصل بهار آسمان گویی آغوشش را برای بهار که تازه از خوابی طولانی بلند شده است باز می کند و نوید و مژده سبزی و طراوت را می دهد برای زمینی که حال خسته از سرمای زمستان است. میخواهم بگویم که چه قدر باران بهاری را دوست دارم!

انشاء اول درباره باران ( انشا عادی در مورد باران )

«هنگامی که نم نم قطرات باران بر روی گونه ها و لب هایم می نشیند، در دل و جانم روح تازه ای دمیده می شود. باران این نعمت بزرگ خداوندی است که معنی زندگی و خوشبختی را برایم تداعی می کند. وقتی باران می بارد، باید چشم ها را ببندیم و با دقت گوش کنیم. چه صدای دلنشین و بی نظیری دارد. این قطرات زیبا و با طراوت همه نعمت های خداوندی هستند. این فقط انسان ها نیستند که از این نعمت زیبای خداوندی خشنود می شوند، بلکه دیگر مخلوقات زمین نیز با شنیدن صدای آهنگین و گوش نواز باران به وجد آمده و ثناگوی پروردگار می شوند. وقتی قطرات باران بر اعماق زمین فرو می روند، زمین نفسی تازه می کشد و تمام آلودگی ها را از بین می برد. آری. باید در زیر باران چشم ها را بست. باید به صدای باران گوش داد. باید با پای برهنه در زیر باران قدم زد. باید زیر باران خیس شد. در باران می توان با خدا سخن گفت. باران می بارد تا به انسان یادآوری کند که زندگی جاری است».

مطلب مشابه: انشا درباره پاییز؛ 8 انشا جدید کامل با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشا درباره قطره باران

یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید

از ابری که تمام آسمان را فراگرفته است دوباره باران می‌بارد. باران آنقدر شاعرانه است که دل مرا با خود به دنیای شعر و ادبیات می‌برد. به آن جایی که باران می‌بارد و قطره از دیدن دریا خجل می‌شود.

به این فکر می‌کنم که چرا وقتی یکی قطره باران ز ابری چکید، خجل شد؟ شاعر می‌گوید از کوچکی خودش و پهناوری دریا شرمنده شد تا اینکه رفت در دل صدفی جای گرفت و به مروارید تبدیل شد.

شاعر برای تواضع داشتن این شعر را سروده اما به نظر من این قطره‌ها خود مروارید هستند. حتی از مروارید هم ارزشمندتر هستند. چرا که ما برای ادامه حیات به مروارید نیاز نداریم اما به باران نیازمندیم.

البته فقط نیاز نیست که باران را دوست داشتنی می‌کند. باران آنقدر لطیف است که گویی دست طبیعت می‌خواهد به زمین مهربانی کند و او را مثل مادری که کودکش را نوارش می‌کند، لوس کند. باران مثل دانه‌های مرواریدی است که آسمان به زمین هدیه می‌دهد. مثل دامادی که بر سر عروس مروارید می‌پاشد، آسمان هم رشته‌های دراز مروارید را به زمین هدیه می‌کند. باران مثل دعایی است که مستجاب می‌شود و نشانه‌های استجابت را در گوش زمین زمزمه می‌کند. باران یک مهمان است، مهمانی که دست خالی نمی‌آید و دوست داشتن را به خانه ما هدیه می‌آورد.

و لطافت باران همچنان در ادبیات رسوخ می‌کند. در یکی از اشعار خواجه عبدالله انصاری که در مناجات‌نامه است آمده است: «الهی… بر جان‌های ما جز بارانِ رحمت خود مبار». این تشبیه رحمت خداوند به باران بسیار زیباست. همه می‌دانیم که رحمت خداوند چقدر بی‌کران است. وقتی خواجه به باران تشبیه‌اش می‌کند، یکی از نشانه‌های بی‌همتا بودن لطافت و مهربانی باران است.

و نه فقط در ادبیات که وقتی باران می‌بارد کشاورزان که رزق‌شان را از زمین می‌گیرند و برای جوانه زدن دانه‌ها به آب نیاز دارند، رو به سوی آسمان کرده و خدا را به خاطر باریدن باران شکر می‌کنند.

باران از جمله نعمت‌های خداست که در زندگی ما نقش بسیاری دارد و ما به خاطر آن باید از خدای مهربان سپاسگزاری کنیم.

مطالب مشابه