سبکِنو

انشا درباره شغل پرستاری؛ 3 انشا زیبا در مورد پرستاران

در این بخش سایت سبکِنو مجموعه 3 انشا درباره شغل پرستاری، پرستاران و فداکاران سفید پوش را برای پایه های مختلف تحصیلی گردآوری کرده ایم.

انشا درباره شغل پرستاری؛ 3 انشا زیبا در مورد پرستاران

انشا با موضوع فرشته سفیدپوش

لایه های سنگین حزن بر دل بیمار فرو می نشیند. چشم های بی رمق او درد را فریاد می کشند. آن وقت که بیمار از همه جا دستش کوتاه است، در آن ساعاتی که حتی همسر، فرزندان و پدر و مادر بیمار هم بالای سرش نیستند، چشم امیدش بعد از خدا، به پرستار است، و این پرستار است که مثل ملائکه آسمانی، مثل فرشتگان رحمت، به دردها، مشکلات و نیازهای جسمی و عاطفی او پاسخ می دهد. در این لحظات، تنها سایه پرستار است که بیمار را در مسیر پرفراز و نشیب بیماری قوت می بخشد.

پرستار حرفی از کلام خداوند است، شعاعی از ملکوت پر حشمت است و تابشی از زیبایی انسان. پس پرستاری را قدر بدانیم و پرستاران را گرامی بداریم.

پرستار، عجب واژه آشنایی است. کلمه ای که ناخودآگاه هر شنونده ای را به یاد آرامش پس از توفان، و به یاد شخصی می اندازد که در لحظات سختی، ناراحتی و ساعتی که به کمک نیاز داریم، یاری رسان ماست. انسان های بی ادعایی که به معنای واقعی کلمه، خالصانه کار می کنند و تمام تلاش خود را معطوف می سازند تا بیماران، دوران نقاهت خود را به آرامی سپری کنند.

این واژه، آدمی را به یاد مفاهیم دیگری هم می اندازد. یاد شب بیداری و یاد مردان و زنان سپیدپوشی که لحظه ای لبخند از سیمایشان دور نمی شود. و چه نامگذاری زیبایی بود اینکه روز میلاد حضرت زینب را روز پرستار نام نهادند.

واقعا پرستاران از صبورترین و زحمتکش ترین قشرهای جامعه می باشند. شب هایی را که تا صبح بر بالین بیماران و نیازمندان به مراقبت، می گذارنند و توقعی هم ندارند که اجر آنچنانی برای این همه زحمت و از خودگذشتگی شان به آنها بدهند.

پرستار، انسان والایی است که ظرفیت پذیرش و تحمل ساعات کاری سخت و بی خوابی های ممتد و کار در تعطیلات رسمی را به جان می خرد؛ آن زمان که همه با خانواده هایشان، به گردش و مسافرت می روند، او در فضایی بسته، مشغول پرستاری است؛ وقتی همه همراهان بیمار، ناگزیر از کنار بیمار می روند، این پرستار است که همراه بیمار تنها می ماند؛ آنجاست که سیمای او و قلب با وجدان و بزرگش، گذشت و فداکاری اش، تنها تکیه گاه بیمار می شود. پرستار، باید عاشق باشد تا بتواند به سلامت دیگران بیندیشد.

او کسی است که سلامتی خود را، فدای سلامتی دیگران می کند؛ فضایی که پرستار در آن کار می کند، فضایی برای بیدار ماندن و بیدار شدن است.

وقتی بیمار روی تخت را می نگری، به ضعف انسان پی می بری؛ همان انسانی که شاید روزی و پیش از آن و در طول زندگی خویش، قدرت نمایی می کرده و به توانایی هایش، فخر می فروخته؛ همین انسان، یادش می رود که سرانجام، مرگ فرا می رسد؛ او شاید تا دیروز فقط به خودش می اندیشیده؛ دروغ می گفته؛ مردم آزاری می کرده و زندگی انسان ها را، با دست و زبانش، به هم می ریخته و این چنین است که آخرین لحظه انسان در بیمارستان، شاید به تعبیری، عبرت آمیزترین لحظه باشد؛ آنگاه که قلب، از تپش بازمی ایستد و تمام تلاش های تیم پزشکان و پرستاران، با آن همه امکانات و تجهیزات پزشکی، بی نتیجه می ماند.

پرستار، با مرگ هر بیمار، همان بیماری که تا چند لحظه قبل، همراه او بوده و چه بسا مشکلات زندگی و خاطرات تلخ و شیرین او را هم گوش فرا می داده، متأثر می گردد.

پرستار، با تولد هر کودکی، به وجد می آید؛ آنگاه که پدر و اطرافیان، ساعت ها پشت در اتاق زایمان، چشم به دهان پرستار می دوزند تا خبر تولد و سلامتی نوزاد را از دهان پرستار بشنوند.

پرستاران، این هنر را دارند که با آدم های متفاوت، یکسان برخورد کنند و از بیمار رنجوری که بدخلقی می کند، کینه ای به دل نداشته باشند و این کار، فقط از عهده انسان های توانا و بزرگ برمی آید. مریض او شاید یک آدم تحصیل کرده و با فرهنگ و یا یک آدم متخلف بوده باشد که با دست های بسته به بیمارستان آورده شده؛ برای او، هیچ فرقی نمی کند که مریضش، از کدام قشر باشد؛ مهر و عطوفت او، برای همه بیماران یکسان است؛ هر شغلی، مشکلات و موانع خاص خود را دارد اما پرستاری، به جهت ارتباط مستقیم با جسم و روح انسان های درمانده، حساسیت بیشتری دارد.

پرستار سعی می کند حتی اگر خودش هم حوصله ای نداشته باشد، برای بیمارش، انرژی و حوصله بیشتری به خرج بدهد و از وجود خود، برای آرامش بیمار مایه بگذارد تا با بذل مهربانی توأم با جدیت، بیمارستان را به محیطی صمیمی و امیدوار کننده، تبدیل نماید و اینچنین، بیماران با خلق پسندیده و محبت آمیز او و در سایه این حس، آرامش توأم با روحیه عالی را تجربه کنند و بهبودی خود را بازیابند و لذت بخش ترین لحظات هم برای یک پرستار، همین بهبودی بیمار و ترخیص او از بیمارستان است.

انشای خواندنی و تاثیرگذار در مورد پرستاران مهربان

بعضی از فرشتگان خدا به شکل انسان روی زمین حضور دارند به نظر من پرستار ها یکی از آن ها هستند.

آن ها با لباس سپید شان در سخت ترین روز های هر کدام از ما که روز بیماری است و در آن شرایط ممکن است حتی نزدیک ترین افراد خانواده نیز نتوانند کنار مان باشند از ما مراقبت می کنند تا حال بهتری داشته باشیم.

این فرشتگان زمینی با این که شغل بسیار سختی دارند اما می دانند لبخند شان تا چه اندازه می تواند باعث آرامش بیمار شود به همین خاطر در هیچ شرایطی لبخند دوست داشتنی شان را فراموش نمی کنند و هر بار که بالای سر بیمار حاضر می شوند با خبر های امید بخش انگیزه ی بیمار برای مبارزه با بیماری را چند برابر می کنند.

ممکن است گاهی بیمار بی طاقت شده و آن ها را با کلام یا کاری آزار دهد اما بیش تر پرستاران برای این لحظات آمادگی دارند و سعی می کنند تا با کلام محبت آمیز ناراحتی بیمار را بر طرف کنند.

حقوقی که پرستاران می گیرند در مقابل ایثار و فداکاری آن ها بسیار نا چیز است و حتی گوشه ای از زحمات آن ها هم به وسیله ی این حقوق قابل جبران نیست، آن ها به دنبال پاداش بیش تری هستند که از طرف خداوند برای شان در نظر گرفته شده است.

شغل پرستاری یعنی عشق ورزیدن به تمامی انسان ها، آن ها عشق خود را بی دریغ نثار دیگران می کنند و در پایان کار با خستگی به خانه می روند.

با هر بیماری که روبرو می شوند یک انسان جدید به زندگی شان اضافه می شود انسانی که درد ها و غم هایش می تواند آن ها را بسیار تحت تاثیر قرار دهد پس آن ها باید از روحیه و توانایی ویژه ای بر خوردار باشند تا نه تنها خود شان با ناراحتی بیمار ناراحت و غمگین نشوند بلکه به بیمار کمک کنند تا او کمی از درد ها و مشکلات خود را به دست فراموشی سپرده و روحیه ای قوی داشته باشد.

یادمان باشد که از پرستار ها به خاطر تمام زحماتی که می کشند سپاسگزاری کنیم و اگر کسی را در خانواده داریم که شغل پرستاری را انتخاب کرده به او یاد آور شویم که چقدر کارش ارزشمند و گران بهاست.

مطلب مشابه: انشا درباره معلم؛ 7 انشا درباره معلم، شغل معلمی و معلم شدن

انشا می خواهم در آینده پرستار شوم

دلم می خواهد در آینده پرستار شوم، زیرا هدف من کمک کردن به دیگران است.

هر یک از ما به روش های مختلفی می توانیم به دیگران کمک کنیم، تمام شغل هایی که در دنیا وجود دارند در جهت خدمت رساندن به سایرین هستند، مثلا یک مهندس از دانش خود برای راحت تر شدن زندگی دیگران بهره می گیرد، یک معلم کودکان را برای ساختن یک زندگی خوب تربیت می کند، یک دانشمند می تواند تحولی عظیم در زندگی دیگران به وجود بیاورد، حتی کوچک ترین و بی اهمیت ترین شغل ها هم در جامعه تاثیرگذار هستند.

اما من دلم می خواهد یک پرستار شوم زیرا پرستارها می توانند نجات بخش زندگی انسان ها باشند و در سخت ترین شرایط دیگران را یاری می کنند.

من از همین حالا صبوری را تمرین می کنم و برای آینده آماده می شوم زیرا شغل پرستاری نیازمند داشتن روحیه قوی و صبر زیاد است، پرستاران در طول شبانه روز با بیماران زیادی برخورد می کنند و با دیدن درد و رنج آن ها خودشان نیز درد می کشند.

دیدن تصاویر افرادی که بیماری های مختلفی دارند و سر و کار داشتن با بیمارانی که هرگز بهبود پیدا نمی کنند روحیه هر فردی را ضعیف می کند و در دراز مدت روی رفتار و عملکرد او تاثیر منفی می گذارد، به همین علت یکی از اصلی ترین صفات پرستاران صبر زیاد است.

پرستاران با حفظ روحیه خود می توانند به بیمارانشان بهتر کمک کنند و بهبودی آن ها را سرعت ببخشند، دلم می خواهد روحیه خوب و قوی داشته باشم و بتوانم در شغل پرستاری به دیگران کمک کنم.

افراد در زمان بیماری احساس تنهایی می کنند، دوست دارم یک دوست خوب و پرستاری مهربان برای روزهای تنهایی آن ها باشم و انگیزه و امید را در دلشان زنده نگه دارم.

من در رویا و تصوراتم یک پرستار هستم و برای به واقعیت تبدیل کردن این رویا هر روز و هر لحظه تلاش می کنم.

مطلب مشابه: انشا درباره شغل آینده؛ 7 انشا در آینده می خواهید چه کاره شوید

مطالب مشابه