سبکِنو

انشا معلم؛ 10 انشا بی نظیر در وصف معلم با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

در این بخش 10 انشا معلم را به صورت کامل با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری برای پایه های مختلف تحصیلی گردآوری کرده ایم.

انشا معلم؛ 10 انشا بی نظیر در وصف معلم با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

موضوع انشا : متن زیبا و ادبی برای معلم 

مقدمه :

چشمانت آرامشی دارد که آرامش شبهای دریا در مقابلش به خاک می افتد و زانو می زند…. اراده ات برای آموختن به گونه ایست که کوه را سست و بی اراده می کند…. اقیانوس با آن همه وسعت و عظمت در برار بزرگی قلب تو خشک و بی آب می شود…. اگر از دلسوزی و محبت تو برای سنگ بگوین دل او هن رئوف و مهربان می شود….

متن انشا : 

من الفبای زندگی را از زبان شیرین تو آموختم اما حال نمی دانم چگونه این الفبا را در کنار هم بچینم که شایشته ی نا م پر عظمت تو باشد…. تمام کلماتم از جلو نظام گفته و به صف ایستاده اند اما در میان آنها هیچ واژه ای را نمی یابم که برای تشکر و قدر دانی از تو کافی باشد….

من فلسفه و منطق زندگی ام را از تو آموختم….

شمال و جنوب کشورم را معنی کویر و دریا را به کمک تو شناختم و فهمیدم….

از تو آموختم که جامعه، فرهنگ  چیست؟

و حتی از تو آموختم رهبر و خدا و پیغمبر کیست؟

من از تو آموختم پنجه و ساعد و پرش سه گام را برای آبشاری بی نقص….

جمع و تفریق و ضرب و تقسیم را به کمک تو فرا گرفتم که اکنون محبت هایت را یک به یک می شمارم….

چه قدر بی شمارند ابیات شعری که معنا و مفهومشان را از تو آموختم

و امروز که روز توست همین ابیات در مقابل نام مقدست وزن و قافیه ی خود را از دست داده اند….

چه کردی با این ابیات که آن ها امروز نه مفاعیلن را می شناسند و نه می دانند بحر هزج و رمل چیست ….

به کمک تو با تاریخ گذشته ی کشورم از هخامنشیان گرفته تا میرزا کوچک خان جنگلی و انقلاب مشروطه آشنا شدم…

آری من از تو آموختم که چگونه رشد کردم و به اینجا رسیدم،

اینکه چگونه خودم را احساساتم را ودر آخر افکارم را بشناسم….

پس حق دارد این قلم که ناتوان و بی رمق باشد

برای اینکه بر سطرهای دفترم از گذشت ها و مهربانی های مادرانه ات بنویسد ….

بیا و این بار هم مانند همیشه با آرامش چشمانت جانی دوباره ببخش به این الفبای بی جان زندگی….

بیا و باز هم روشن کن چراغی از دانش را بر کودکان سرزمینت…..

مطلب مشابه: انشا پدر؛ مجموعه 10 انشا درباره پدر با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشا ویژگی های یک معلم خوب از نظر دانش آموزان

مقدمه : 

شاید هر کس نظری در مورد خصوصیات و ویژگی های یک معلم خوب و دلسوز داشته باشد . مثلا یک نفر سخت گیری معلمان را باعث رشد و پیشرفت دانش آموزان بداند و دیگری باعث ترس و زده شدن دانش آموزان از درس تلقی کند . انشا خود را با احترام به زحمات همه معلمین خود آغاز میکنم و تلاش میکنم تا نظرات مختلف و متنوع در مورد یک معلم خوب گرد آوری کنم :

متن انشا: 

  • یک معلم موفق از نظر من معلمی است که علاوه بر اینکه در درس سخت گیر باشد در عین حال کلاس شادی نیز داشته باشد و اینگونه نباشد که از اول زنگ تا آخر تنها درس بدهد و بچه ها سکوت کنند.
  • یک معلم خوب اگر مشکلی خارج از مدرسه دارد نباید با ناراحتی به کلاس بیاید و اصلا به روی خود نیاورد. به نظر دانش آموزان توجه کند بین هیچ کدام از آن ها فرق نگذارد و از همه مهم تر برنامه ریزی داشته باشد به قوانین مدرسه پایبند باشد مثلا سروقت به مدرسه و یا سرکلاس بیاید.
  • یک معلم خوب هیچ گاه از تنبیه بدنی یا تمسخر دانش آموز برای تربیت او استفاده نمی کند…
  • یک معلم خوب باید درک بسیار بالایی داشته باشد و خوش اخلاق، مهربان و گاهی بسیار جدی است تا دانش آموزان از مهربانی بیش از اندازه او سوء استفاده نکنند و درس را جدی بگیرند.
  • یک معلم خوب طوری به دانش آموزان درس می دهد که برای آنها خسته کننده نباشد و خود نیز هیچ گاه طوری رفتار نمی کند که انگار به یکی از دانش آموزان بیشتر از بقیه توجه می کند او به دانش آموزان به چشم فرزند خود نگاه می کند و هیچ گاه از تنبیه بدنی یا تمسخر دانش آموز برای تربیت او استفاده نمی کند.
  • در مورد معلم خوب، اول این که همه معلمان خوب اند اما معلمی برتر است که طوری درس بدهد و طوری در مورد درس صحبت کند که اشتیاق دانش آموز برای درس خواندن زیاد شود .
  • معلم خوب باید علاوه بر درس در مورد مسائل خارج از درس نیز کمی صحبت کند و خوش اخلاقی نیز یکی از ملاک های معلم خوب است.
  • یک معلم خوب نه تنها برای حقوق ماهانه و خرج زندگی بلکه برای تعلیم دانش آموزان و در راه خدا تلاش کند…
  • یک معلم با ویژگی های مثبت معلمی باید در کارش سخت گیر باشد و نه تنها برای حقوق ماهانه و خرج زندگی بلکه برای تعلیم دانش آموزان و در راه خدا تلاش کند.
  • یک معلم خوب باید صبور باشد و ضمن احترام به حقوق دانش آموز با مهربانی با دانش آموز صحبت کند. خوش اخلاق باشد و تنبیه بدنی انجام ندهد.
  • یک معلم خوب باید با ظاهر مناسب در مدرسه و با حجاب و با ایمان باشد تا دانش آموزان از او الگو بگیرند…
  • یک معلم خوب باید خوش اخلاق باشد و بین دانش اموزان فرقی نگذارد و بخشش زیادی هم نداشته باشد هر کسی حق خودش را بگیرد و زیاد زیاد هم خوش اخلاق نباشد بلکه جذبه دار باشد تا دانش آموزان از او سوء استفاده نکنند معلم باید با ظاهر مناسب مدرسه و با حجاب و با ایمان باشد تا دانش آموزان از او الگو بگیرند.
  • معلم باید به کار خود علاقه مند باشد، صبور باشد، اهل مطالعه باشد، الگو باشد،ب اطنی صادق و ظاهری آراسته داشته باشد و اگر فعالیتهای دیگری هم دارد هیچکدام را برکار اصلی خود یعنی معلمی ترجیح ندهد. دانش آموز هم باید قدر دان معلم باشد و از فرصت حضور او حداکثر استفاده را ببرد و به او احترام بگذارد.

نتیجه گیری : 

با وجود همه نکات و مواردی که در بالا گفته شد نباید فراموش کرد معلم هم یک انسان است و گاهی ممکن است در عملکرد خود کمی و کاستی هایی داشته باشد و درست است که معلمی شغل انبیا است ولی معلم معصوم نیست و ممکن است گاهی اشتباهاتی داشته باشد که قابل درک است و چیزی از ارزش زحمات و فداکاری های او کم نمیکند.

انشا معلم؛ 10 انشا بی نظیر در وصف معلم با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

موضوع انشا ارزش ووالای شغل معلمی 

مقدمه :

انسان ها از گل آفریده شده اند، گلی که نیاز دارد تا پرورانده شود و نور و حرارت ببیند، سرما و گرما را بچشد و در نهایت آجری محکم و مقاوم شود تا روی دیوار زندگی و در لابه لای آن جا بگیرد و در نهایت جزئی از نقش دهنده ها و کامل کننده ی هدف زندگی و آفرینش باشد تا در نهایت به کمک یکدیگر آنقدر بادوام و با استقامت چیده شوند و لایه به لایه بالا روند و به قله ی صعود برسند تا به هدف اصلی دست یابند که این هدف چیزی نیست جز رضا در رضایت خداوند.

متن انشا :

معلم ها دقیقا همان کسانی هستند که گل ذاتی انسان را می پروراند و راه درست را به آن نشان می دهند و زمانی که به آجری مقاوم تبدیل کردند در مسیر اصلی خود رها می کنند. معلم ها سرشارند از حس عشق و محبت و صبر و استقامت. مانند مادری مهربان کودک را نوازش می کند، به او درس می دهد و او را بزرگ می کند.

گاهی مانند پدری سخت گیر او را به جلو هل می دهد و گاهی او را مورد سرزنش قرار می دهد و آنگاه که کودک بزرگ شد و پا گرفت و راه افتاد در گوشه ایی می نشیند و اوج گرفتن او را تماشا می کند، معلم ها همان پیله ایی هستند که به دور کرم ابریشم می پیچند و آن را در قنداق خود و در آغوش خود نگاه می داند، دقیقا مانند سپری در مقابل سرما و گرما و در مقابل سختی ها حفظ می کنند و آنگاه کرم که بال گرفت و بال های رنگارنگ خود را گشود از پروانه جدا می شود و اوج گرفتن او را نظاره می کند.

معلم ها دل خیلی بزرگی دارند، هر سال مجبورند که تکه ایی از وجود خود را رها کنند و او را به دیگری بسپارند، مگر اینطور نیست که معلم ها هر بار به هر دانش آموز تکه ایی از وجود خود را تقدیم می کنند، از خود به آن ها محبت و عشق ، نوع دوستی ، فداکاری و ایثار را تزریق می کند و در نهایت بعد از گذر سال ها، زمانی که تمام وجود خود را صرف کودکانش کرد و هربار تکه ایی از وجودش را بخشید و زمانی که آن ها را جوان و بزرگ ساخت و خودش پیر و چروکیده شد در حالی که همه ی کودکانش او را ترک کرده اندو هر کدام به سمت زندگی خود رفته اند.

آیا معلمی شغل انبیاء نیست؟

نتیجه گیری : 

گاهی معلم ها سر ما داد می زنند، گاهی سخت گیری می کنند اما کیست که نمی داند در پشت همه این سخت گیری ها یک دوستت دارم نهفته است. با تمام وجودش فریاد می زند که دوستت دارم. دوست دارم که همیشه کار درست را انجام دهی! دوست دارم که همیشه بهترین باشی و دوست دارم که انسانی با سواد و پر از محبت و مهربانی شود که اگر نبود هرگز هیچ معلمی آنقدر تلاش نمی کرد که تو در هر شرایطی و بدون هیچ بهانه ایی بهترین باشی. بنابراین هرگز از آن ناراحت نباش زیرا که هیچ مادری بد فرزندش را نمی خواهد و هیچ کودکی نمی تواند مادرهای زندگیش را فراموش کند.

مطلب مشابه: انشا در مورد احترام به پدر و مادر با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری

انشا متن ادبی در مورد معلم 

مقدمه :

انشا خود را آغاز میکنم و میخواهم که از عشق بنویسم . آری من از عشق مینویسم تا بگویم هنوز هم هست،حس میشود و هرروز به آغوش کشیده میشود…

متن انشا : 

من از معلمی مینویسم که ذره ذره ی وجودش در تیر های آتش سوخت اما نگذاشت دانش آموزانش آسیب ببینند؛

من از معلمی مینویسم که وقتی دانش آموزاش به سرطان مبتلا شد موهای خودرازد تا مبادا کودک در کلاس آزرده شود.

هرکسی نمیتواند معلم باشد.

جایی خوانده بودم اشتباه یک پزشک در زمین دفن میشود.

اشتباه یک مهندس بر زمین فرومیریزد

اما اشتباه یک معلم روی زمین راه میرود و جهانی را به فنا میشکد…

معلم ها قوی اند،قدرتمندند؛

هنگامی که به کلاس وارد میشوند باید تمام کلافگی هایشان را،تمام دل نگرانی هایشان را

و یا بهتر بگویم تمام احساساتشان را پشت در بگذارند

وچه زیبا بازیگرانی میشوند این آدمها

خیلی هاهم حتی اگر درجایگاه معلم نباشند بازهم معلم اند.

ساعت ها با آنکه غمگین اند لبخند میزنند تا به تو بفهمانند امیدچیست.

آری امید در چشمان آدمها باراه رفتنشان ،بالبخندهای بی منتشان معنا پیدا میکند.

معلم امید را به دانش آموزانش هدیه میدهد.

نتیجه گیری : 

معلمی شغل انبیاست وچقدر زیبایند آنها که چه در شغل ،چه در خانواده و چه در اجتماع معلم هستند

واینجاست که میگویند هرآنکس که عاشق باشد معلم میشود…

انشا معلم عزیزم دوستت دارم 

مقدمه :

قلم را در دست میگیرم و از معلم مینوسم ، معلمی که  شعر شیرین شعرای شهر شادی را در گوش مرزهای محبت زمزمه کرده …

متن انشا : 

معلم …

در مورد معلم چه باید گفت ؟

او که در سخت ترین لحظات زندگی، سرود سرسبزی را در وجود سرو سروده.

معلم دل را دانا کرده و دنیا را به دست دانش آموزان گره زده.

معلم آواز عاشقان عالم را در آیینه خیالشان نمایان کرده و به آن روح بخشیده.

معلم جهان را جاودانه کرده

و رنگ سیاه را از دفتر دل پاک نموده و جوهری به رنگ سپید به آن زده است.

ای معلم، می خواهم با تو سخن بگویم

که با تمام توانایی ات تارهای وجودم را به صدا در آوردی و خواندن غزل با خدا بودن را به من آموختی.

دست هایت را می بوسم و فرشی از گل هایی به هفت رنگی رنگین کمان در زیر پاهایت می اندازم.

سوی چشمانت را به نور چلچراغ روشن می کنم، قدومت را روی سرم جا می دهم و لبانت را آذین می بندم

تا بگویم بهار دلم با تو شکوفه زد و خزان زندگی ام با تو بی رنگ شد.

ای معلم، امروز می خواهم برای همگان بگویم تو که بودی و چگونه بودی و چگونه آموختی؟

می خواهم بگویم که چگونه آزاده بودن را توشه راهم کردی و جوهر وجودم را آکنده از مهر نمودی

و به من گفتی همیشه به یاد خدا باشم تا دنیایم را لبریز از شادی ببینم و از کفر و کذب دوری کنم.

نتیجه گیری : 

ای معلم می خواهم چشمانم را به چشمه چشمان مهربانت بدوزم.

معلم عزیزم بدان که از صمیم قلب دوستت دارم.

مطلب مشابه: انشا خانه و خانواده با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری برای پایه های مختلف

بهترین انشا در مورد معلم فداکار

مقدمه: معلم خوبم سلام، چه قدر هوای تو را می کنم و یاد نوشته هایت را در دل زنده نگه می دارم. تو معجزه زندگی من بودی و من با تو بود که روزهای سخت را گذراندم و حال در روزهای خوب قرار دارم. تو تصویر خوبی از آینده را برایم روشن کردی و حال من با تو در سفر زندگی هستم.

بدنه: انسانی بی مانند و فرشته ای زمینی که نبض کلاسش با خنده دانش اموز می زند و برای دانش اموزانش نگران است. معلم را که می دیدم شوقی عجیب در دلم زنده می شد و می توانستم حالش را از لبخندش بدانم. معلم خوبم تو را چون گل رزی خوشبو در حوالی باغ دوست می دارم و می دانم که تو هم در هوای منی، تو بهترین نعمتی هستی که خداوند در مسیرم قرار داد تا بتوانم روزهای زندگی را با تو بگذرانم.

تو الفبای زیبای زندگی را درمن زنده کردی و شعر بسیار زیبای انسانیت را در دل و جانم خواندی و من هنوز بی تابانه در اخرین سالهای تحصیلم بی تاب توام. روزی که تو مرا برای اولین بار در اغوش کشیدی عطر خوش مهربانی را ازوجودت بوییدم .

تو فرستاده خدا در عصر صنعت و اهنی تا بتوانی این سختی را بشکنی و گرمی عشق و عاطفه را درون انسان زنده نگاه داری. تو بهاری تر از بهاری و سبز تر از درخت. تو همه وجودت مهر است و مهربانی و نور، تو را چون گلی در باغچه خانه، تو را چون نسیمی خنک در ظهر تابستان، گرمای اول صبحی در زمستانی سرد، تو را چون عشقی بی پایان دوست می دارم و می دانم که تا همیشه جاوید و ماندگاری در دلم.

تو همان ستاره سوسو زنی که در آسمان تاریک قلبم روشن شدی و مرا به خوبی و عشق رهنمون شدی، ای همه وجود و عمر و اخلاق و علم من….معلم خوب و دوست داشتنی من تا همیشه مهر و یادت در دلم جاوید و شاید تا همیشه چون تویی نیابم و بتوانم تو را خوب و زیبا توصیف کنم.

نتیجه گیری: معلم ستوده و فرستاده ای از جانب خداست تا چراغ درون انسان را روشن نگاه دارد و ما انسان های جهل زده را چون تابان حفظ کند و راه را برای هدایت ما باز کند. معلم شمعی پرفروغ است که احترامش واجب بوده و باید مانند پدر و مادر خویش به معلم احترام بگذاریم.

انشا نامه ای به معلم 

مقدمه :

به نام خداوند جان آفرین . انشا خود را با موضوع نامه ای به آموزگار خود آغاز میکنم .

متن انشا :

معلم عزیزم سلام

بیشتر ما دانش آموزان ازاین که رودر رو با معلم خود صحبت کنیم خجالت میکشیم.

بخصوص زمانی که قصد داریم از مهربانی ها ، محبت ها و زحمات بی دریغ او در دوران تحصیلی تشکر کنیم ، زبانمان بند می آید اما این دلیل بر این نیست که ما این همه فداکاری و ایثار و سخت کوشی شما معلم مهربان را قدر نمیدانیم . بلکه همیشه و همیشه حتی وقتی که با شیطنت ها و درس نخواندن هایمان تو را عصبانی میکنیم میدانیم که همه کارها و زحمات شما برای این است که ما آینده درخشانی داشته باشیم و برای خانواده و شهر و کشو خود فرد مفید و مهمتر از آن یک انسان واقعی باشیم.

شاید خیلی از دانش آموزان رویشان نشود به معلم خود بگویند که او را دوست دارند و از زحمات بی دریغش سپاسگزار هستند اما همه ما دانش آموزان معلمان مهربان و تلاشگر و دلسوزمان را دوست داریم و از قدردان محبت ها و زحمت های او هستیم.

میدانیم وقتی به ما سخت گیری میکنی ، گاهی ما را دعوا میکنی ، امتحان میگیری و تکلایف سنگینی برای ما محیا میکنی به خاطر آینده خودمان است و شما همچون یک پدر یا مادر نگران آینده و خوشبختی و موفقیت ما هستید .

ما از همه زحمات و دلسوزی های شما ممنونیم و از خداوند میخواهیم اجز بزرگ معلمی را که به فرموده پیامبر اسلام شغل انبیا است را به شما ارزانی دارد.

نتیجه گیری : 

راست گفته اند که معلمی شغل نیست بلکه عشق است . چرا که اجر مادی شغل معلی با زحمات و سختی های آن قابل مقایسه نیست . معلم عزیزم تو را دوست دارم و تلاش میکنم فرد مفیدی برای جامعه خود باشم تا تلاش های شبانه روزی شما را جبران کنم.

انشا در مورد معلم و متنی زیبا درباره شغل معلمی

مقدمه : دانش چیزی است که به سادگی به دست نمی آید. تجربه و زمانی که صرف یادگیری دانش می شود بسیار با ارزش است و شما معلم های عزیز تنها کسانی هستید که با جان و دل این علم را در اختیار ما دانش آموزان می گذارید. دوست دارم امروز در انشایم بگویم که این برای من چقدر با ارزش است.

بدنه : برایم از دانایی بگو، از هر چیزی که نمی دانم. برایم از سختی هایی که برای آموزش به ما می کشی بگو. برایم از تلاش چندین ساله‌ات برای تربیت دانش آموزان فرهیخته بگو. برایم بگو که چقدر سخت بود با وجود سختی های زندگی لبخند بزنی و نگذاری دانش آموزان با دیدن غمت، حس بدی پیدا کنند.

همه جا میگویند: «معلمی شغل انبیاست». وقتی کوچک تر بودم این جمله را درک نمی کردم اما حالا که بزرگ تر و عاقل تر شدم می فهمم که زحمات یک معلم چقدر با ارزش است. زحماتی که شاید هیچوقت نتوانم آن را به درستی جبران کنم. دلم می خواهد در انشایم از صبر معلم بگویم. صبری که مانند ندارد! صبر معلم در برابر تمام کم لطفی هایی که به معلمی می شود. صبر معلم در برابر کم دقتی دانش آموزان و نمرات پایین کلاسی که همیشه وجود داشتند و دارند. به راستی که معلمین اسطوره صبر هستند.

نتیجه گیری : معلمی کار هر کسی نیست. معلمین به قدری متواضع هستند که دانش خود را در اختیار ما دانش آموزان می گذارند. به راستی که این ویژگی از آسمان ها و خداوند به معلم بخشیده شده. معلم عزیزم، بابت تمام زحماتی که برای من کشیدی از تو ممنونم و قدردانت هستم.

به پایان انشا در مورد معلم رسیدیم. برای درج دیدگاه می توانید از بخش نظرات در انتهای همین مطلب استفاده نمایید.

انشا در مورد معلم

مقدمه: معلم عشقی آسمانی و انسانی فهیم که همیشه و در هر حال در کنارم بوده و هست. انسانی وارسته که در روزهای سختی که طی سال داشتم از من حمایت نکرد و نگذاشت آب از آب تکان بخورد. سالی که پدرم بیمار بود و مجبور بودم گاهی در کارهای عقب افتاده کمک کنم به معلمم گفتم و او دستم را گرفت.

بدنه: گلی خوشبو و بارانی خنک در گرمای هوا، معلمم برای من چنین حالتی داشت. کسی که وقتی در کنارش بودم هیچ ترسی و نگرانی در دلم راه نداشتم و می دانستم همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود و  من هم به جای این همه مهر و محبت و عشقی که از او می دیدم درس می خواندم و  روزهای خوب و خوش را برای خودم رقم می زدم.

او را که میدیدم خیالم از درس و مدرسه راحت بود. گاهی عصرها با ما قرار می گذاشت و بیرون می رفتیم و ما را مهمان بستنی می کرد. کاش همه مردم هم این همه مهربان بودند و می توانستیم به آنان تکیه کنیم. انسانی که بین دانش آموزان فرقی نمی گذاشت و فقیر و پولدار و زشت و زیبا برایش یکی بود.

معلم چون شمعی سوزان در سالهای اولیه زندگی مرا درس زندگی اموخت و من دانستم که راه درست کدام است و در مکتبش عشق و مهر و دلدادگی و ایثار آموختم. او به من آموخت که با پدر و مادر مهربان باشم و از درد دیگران درد بکشم و از شادی دیگران شاد شوم.

معلم ذره ذره از جان و روحش در هر شرایطی مایه گذاشت و مرا جون فرزند خویش دوست می داشت و من در سایه نگاه مهربان او بود که انسان بودن را برای همیشه مشق کردم.

نتیجه گیری: معلم هنر چگونه زیستن را به من آموخت و من توانستم در مکتب انسان ساز او راه های انسان شدن را آسان بیاموزم و روزهایی را که در تاریکی و درد بودم را فراموش کنم. ای همه وجود و عمر و عشق من تو به من انسان ماندن آموختی و حال در کنار توست که با شرایط سخت زندگی توانستم سربلند خارج شوم.

انشا معلم خوب کیست ( به زبان طنز)

مقدمه :

به نام خداوندی که شمع را آفرید تا بدانیم که معلممان را به چه چیزی تشبیه کنیم و بدانیم که شمع می سوزد و اطرافیان خود را نورانی می کند. ما برای جواب دادن به این سوال خدای نکرده به قول بابایمان جسارت به حضور منور معلم خود نمی کنیم و جرات آن را نداریم که پیش معلم نازنین از خودمان چیزی بنویسیم. مقام بلند معلم کجا و قلم کوتاه من کجا. اما خوب به قول بابایمان چه می شود کرد. تکلیف است و کاری نمی شود کرد.

متن انشا :

یک معلم خوب چنان نباید باشد، بلکه چنین باید باشد:
مهربان باشد:
درست است که از قدیم گفته اند چوب معلم گله هر کی نخوره خله، ولی باید به قول بابایمان توجه داشته باشید که چوب و شلنگ و سیم مربوط به دوران پارینه سنگی بوده است. در زمان ما از تشبیهات نرم استفاده می کنند تا خدای ناکرده بچه ها عقده ای نشوند و مثل گذشته به پرتاب ترقه و نیمکت شکنی روی نیاورند. معلم خوب نباید به خاطر عده ای دانش آموزنما خودش را ناراحت کند و ما را ناراحت تر. اگر مهربانی یادش برود به جای این که خودش مثل شمع بسوزد دل ما را می سوزاند و کلاس را دود غلیضی از غم و اندوه فرا می گیرد.

خوب درس بدهد:
یعنی این که وقتی یکی از بچه ها برای بار پنجم هم نفهمید که آقا معلم چه می گوید ناراحت نشود و قهر نکند. خب شاید آن بیچاره حواسش پرت شده و آقا معلم اصلا نباید فکر کند که پرت نشده و خودش را به پرت زدن زده است. بعدش هم وقتی خوب درس داد هر وقت یکی از بچه های پردل و پر از جرات کلاس گفت خسته نباشید درس را تمام کند و با بچه ها جوک بگوید و بخندد تا روحیه ی آن ها شاد بماند و زیر سنگینی درس له نشود.

نمره بدهد:
معلم ها همیشه از بچه ها می خواهند که توی کلاس به درس گوش بدهند و توی خانه درس بخوانند تا سر امتحان نمره ی خوبی بگیرند. همه ی ما می دانیم که آن ها البته درست می گویند. ولی باور کنید آقا اجازه ! مادرمان مرتب مریض می شود و مجبوریم تا صبح بالای سرش بیدار بمانیم و پرستاری کنیم. به پدرمان هم توی مغازه کمک می کنیم. این وطر نیست که فقط موقع خوردن آستین ها رابالا بزنیم. باید همیشه کمک کنیم. شب ها خسته می شویم و همیشه پای تلویزیون وقتی که خودکار دستمان است خوابمان می برد.

این همه را برای این گفتیم که می دانیم همه ی بچه ها بالاخرخ یک مادر مریض یا خواهر کوچولوی جیغ جیغو یا پدر پیر دارند که به خاطر خوبی کردن به آن ها قید اینترنت و بازی های رایانه ای را می زنند ، اما باز هم نمی توانند درس بخوانند. توی جلسه ی امتحان هم کمی هول می کنند و جواب ها از مغزشان می پرد. چه می شود معلم های عزیز به خاطر تشکر از زحما این بچه های خوب و زحمتکش چند نمره ای بهشان ارفاق کنند. به قول بابایمان جای دوری نمی رود که!

نتیجه گیری : 

این بود نظرات ما در مورد معلم خوب امیدوارم به خاطر نظراتم از مدرسه اخراج نشوم .

مطالب مشابه