سبکِنو

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

خداحافظی از عزیزان گاهی بسیار سخت است و تا روزها ممکن است غم خداحافظی و رفتن در دل فرد باقی بماند. خواندن متن خداحافظی و قرار دادن این جملات در شبکه های اجتماعی شاید بتواند کمی درد شما را تسکین دهد. در ادامه مجموعه جملات و متن خداحافظی غمگین را گردآوری کرده ایم.

جملات خداحافظی برای کپشن

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

شرر زدی جگرم ، نازنین خداحافظ
شکست بال و پرم ، نازنین خداحافظ
دوان به سوی توبودم ، که از جفا تیری
زد عشق بر کمرم ، نازنین خداحافظ

خداحافظ ای ماه شبهای تارم
خداحافظ ای درد جانسوز جانم
خداحافظ ای عشق روزای خوبم
خداحافظ ای شور و شوق حضورم

همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد… خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ

تنها یک برگ مانده بود
درخت گفت :منتظرت میمانم
برگ گفت :تا بهار خداحافظ
بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه می­ شه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

کمی عوض شدم.
دیریست از خداحافظی‌ها غمگین نمی‌شوم.
به کسی تکیه نمی‌کنم.
از کسی انتظار محبت ندارم.
خودم بوسه میزنم بر دستانم.
سر به زانوهایم می‌گذارم و سنگ صبور خودم می‌شوم…
چقدر بزرگ شدم یک شـــــــبه…!

بهار که پرستو‌ها می‌آیند من کوچ می‌کنم.
مقصد من شهر آرزو‌های آبی ست.
بهار که بیاید شکوفه‌ها ناخواسته می‌شکفند
و من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می‌روم.
لحظه‌ی ناب دل کندن از نداشته‌هایم
و خداحافظ‌ ای داشته‌های من

مطلب مشابه: متن دل شکستگی + متون غمگین و ناراحت‌کننده مخصوص افراد دل شکسته

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

زیباترین متن خداحافظی

برو باشد ولی مـن هم خدا و عالمی دارم
مـن از دنیا گلـه مندم کـه از مهر تـو کم دارم
ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن
نگو رفتم خدا حافظ کمی دیگر معطل کن

یه لحــظــه هایــی تو زندگی هست که سر جمع دو دقیقه هم نبوده
اما یادش یه عــمـــر آدمو داغون می کنه…

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

بهار که پرستوها می آیند من کوچ میکنم.
مقصد من شهر آرزوهای آبی ست.
بهار که بیاید شکوفه ها ناخواسته میشکفند
و من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می روم.
لحظه ی ناب دل کندن از نداشته هایم
و خداحافظ ای داشته های من

برو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ
برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ
تو را با من نمی خواهم که ما معنا کنم دیگر
برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظ

تو دست تکان می‌دهی
و من تو را میان جمعیت پیدا می‌کنم
چه خوش خیالم نفهمیدم
تو خداحافظی می‌کردی

تو دست تکان می‌دهی
و من تو را میان جمعیت پیدا می‌کنم
چه خوش خیالم نفهمیدم
تو خداحافظی می‌کردی

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

خداحافظ ای یاد تو تار و پودم
خداحافظ ای قبله هر سجودم
خداحافظ ای تکه ای از حیاتم
خداحافظ ای خنده تو ثباتم

آدمـی که بخواهـد بـرود . . .
مـیـرود !
داد نمیـزند که مـن دارم میـروم ! ! ! خداحافظ
آدمـی که رفتـنش را داد میـزند . . .
نمیخـواهد بـرود !
داد میـزند که نگـذارنـد بـرود ! ! !

زندگی ، ساعتی شنی ست
گاه لازم است زیر و رو شود !

خداحافظ ای یاد تو تار و پودم
خداحافظ ای قبله هر سجودم
خداحافظ ای تکه ای از حیاتم
خداحافظ ای خنده تو ثباتم

می گذری. دست تکان می دهی. نمی بینم.
در من سال هاست دیگر
پنجره ای روو به خیابان باز نمی شود!

مطلب مشابه: متن غمگین درباره جوانی با عکس نوشته های خاص و غمگین

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

متن خداحافظی عاشقانه

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار
منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانم ​

قلب من مؤدب است
اگر بخواهی بروی
حتما
برای خداحافظی
خواهد ایستاد…

زیر آوار آخرین حرفت
جا مانده‌ام…
لعنتی نمی‌دانی
خداحافظت
چند ریشتر بود…

تو این رویای سر در گم
خدا حافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی
تو دست سرد این مردم

این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم
خداحافظ نامهربون میخوام ازت دل بکنم
سخت ولی من میتونم، سخته ولی من میتونم
این جمله انقدر میگم تا فراموشت کنم

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

اگه گفتم خدانگهدار
نه این کـه رفتنت ساده اسـت
نه این کـه می­شه باور کرد
دوباره آخر جاده اسـت
خدانگهدار
واسه این کـه نبندی دل بـه رویاها
بدونی بی‌تـو و باتو
همینه رسم این دنیا

ترا از دور می بوسم بـه چشمی تر خدانگهدار
مرا باور نکردی میروم دیگر خدانگهدار
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی‌ وفا دلبر خداحافظ

وقت رفتن فقط رفتی
بدون هیچ نگاهی
بدون هیچ التماسی
که بیشتر بمانیم
اما من ….
سر همان قرار همیشگی
منتظرت ماندم
تا بار دیگر از دور
نظاره کنم
گامهای مردانه ات را

خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ !
که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ !
سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم
شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ

بدون خداحافظی رفتی
اما من پنجره را تا قیامت باز می گذارم
تا یک روز از خم کوچه نمایان شوی
و برایم دستی تکان دهی !
کاش زندگی از آخر به اول بود..
پیر بدنیا می آمدیم..
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
سپس کودکی معصوم می شدیم و در
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم…!!!

مطلب مشابه: متن ناراحتی؛ 50 جملات غم انگیز احساسی با عکس نوشته غمگین عاشقانه

متن خداحافظی غمگین و عاشقانه با عکس نوشته و جملات سوزناک

عکس نوشته و متن کپشن خداحافظی

واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار

میــدونی چـیـه؟ چـــیز خـاصـی نــیـست فـقـط یـــکم خستــم از زندگـی
یـکم میخوام بـــخوابم یـــکــم مـــیـــخــوام نـــبـــاشم

از تو تنها یک حس مانده با من امشب
که تو را گم بکنم پیش بیهودگی احساسم
آخرین بار، سلام.
آخرین بار،
خداحافظ تو
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر میشود که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم
و رویش دراز بکشم آرام و آسوده ، مثل ماهی حوضمان که چند روزی است که روی آب شناور است

خودکُشی کردن که کاری نداره. . .
اگه مـــَردی، زندگی کن…

حالا که رفتنی شده ای !
باشد قبول لااقل این نکته را بدان
آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم در سینه می تپید دلم بود
نا مهربان خداحافظ

راه رفتن را یاد گرفتیم
تا دویدن را بلد شویم
دویدن را یاد گرفتیم
تاراهی برای زودتر رسیدن بیابیم
دویدیم و دویدیم و دویدیم
بی آنکه بدانیم سهم ما از زندگی
فقط دویدن بود
نه رسیدن

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
و اگر نخواهد “نمی شود”

مطالب مشابه