سبکِنو

مجموعه اشعار حضرت عباس؛ شعرهای غمگین و احساسی در وصف حضرت ابولفضل العباس (ع)

ما امروز در سایت ادبی و هنری سبکنو؛ مجموعه اشعار غمگین و احساسی در وصف حضرت ابولفضل العباس (ع) را برای شما عزیزان قرار داده‌ایم. در ادامه متن همراه سایت خود یعنی سبکنو باشید.

اشعار غمگین در وصف حضرت عباس

سسلردی حسینون در و دربارینه قربان

دیللرده گزن غیرت سرشارینه قربان

جانیم آقامون غمزده قیزلارینه قربان

عبّاس کیمون هرگز هوادار اولا بیلمز

دنیا یغیشا قولسوز علمدار اولا بیلمز

دو دست دادی و

دست دو عالم به سوی توست

یا ابالفضل

برگرد که این قافله را بیم عطش نیست

ما تشنه لب عشق تو هستیم علمدار

امــام عـشـق را مــاه مـنـیری

وفــاداران عـالــم را امـــیــــری

دو دستت گرچه افتادند بر خاک

به خاک افتادگان را دست گیری

تاسوعا

روز علم بی علمدار

تشنگی کنار رود پرآب

نمادغیرت و مردانگی

با تن شرحه شرحه ناامید نشد

تا مشک آب پاره پاره شد

اسوه مردانگی تا برزمین افتاد

علم وعلقمه وکربلا شرمنده شد…

اشعار غمگین در وصف حضرت عباس

تا پیکرت در خون نشست ای علم‌ دارم

از داغ تو پشتم شکست ای علم‌ دارم

بعد از تو برادر من گشتم بی یاور

در خیمه آل فاطمه منتظر هستند

طفلان لب تشنه همه منتظر هستند

می‌ کنم جستجو برادر دستت کو

من در کنار جسم تو دیده گریانم

با ناله‌ هایی آتشین روضه می‌ خوانم

ای همه هست من رفتی از دست من

ای ساقی لب تشنگان با لب عطشان

گرم خسوفی زیر خون، ای مه تابان

ای ماه بی‌ قرین یل امّ البنین

با دیدن تو چاره‌ ام کم شده عباس

من کوهم اما قامتم خم شده عباس

تو رفتی من ماندم بین دشمن ماندم

داغ تو برد از یاد من داغ اکبر را

حس می‌ کنم در نزد تو بوی مادر را

چون که کوفی هستند فرقت را شکستند

خـداحافـظ امیـر باوفایـم

علـمـدار رشیـد بـاخـدایـم

یل نـام آور گلگـون لـوایـم گل صـدپـارةخشکیده نایـم

صدایت را شنیدم‌ گریه کردم

بسوی تو دویدم گریه کردم

تمام‌ پیکرت تیر سه پر بود

تنت را تا که دیدم گریه کردم

رکاب‌ انگار‌ بر‌ پای تو پیچید

میان خیمه آوای تو پیچید

رباب و خواهرت را هم‌ زمین زد

عمودی که به موهای تو‌پیچید

به پای ناله ادرک اخایت

دلم‌ لرزید از سوز صدایت

نبوس این دستهایم را عزیرم

خجالت میکشم از دستهایت

ببین‌ پایم دگر قوت ندارد

برادر مرده جز غربت ندارد

به تو سربسته میگویم اباالفضل

حرم بعد از تو امنیت ندارد

سید پوریا هاشمی

دستت به روی خاک و همه دست میزنند

در این میان منم که دودستی به سر زنم

ای امیر بی نظیر کائنات

ای زلال اشک تو آب حیات

مادرت گفته به تو الماس من

جان تو جان حسین عباس من

عباس تو سر لشکر گردان یمینی

هم فخر سمایی و هم شاه زمینی

هرجا ادبت وصف شود خلق بگویند

الحق ثمری ز حیدر و ام بنینی

اشعار غمگین در وصف حضرت عباس

برای باغبان یاس آفریدند

علی را أشجع الناس آفریدند

وفا داری و مردی و شجاعت

یکی کردند و عباس آفریدند

هر گُلی زیباست اما یاس چیز دیگریست

در میان سنگ ها الماس چیز دیگریست

ما میان عمر خود خیلی برادر دیده ایم

در وفاداری ولی عباس چیز دیگریست.

دو دست بریده اش کافیست . . .

برای گرفتن دست تمام عالمیان . . .

پیشاپیش فرا رسیدن نهمین روز محرّم الحرام،

تاسوعای حسینی، روز یقین و وفاداری،

بر شیعیان جهان تسلیت باد…

تا نور قمر هست به سر، سایه سری هست

هر جا که علم رفته به بالا، خبری هست

هر جا که خط و خال و قد و قامت و ابروست

دنبال سرش چشم و نگاه و نظری هست

وقتی که تو را پور اباالغوث نوشتند

یعنی که برای دل زهرا ثمری هست

گفتند تو را کاشف کرب دل ارباب

با بودن تو از غم و غصه اثری هست؟

تا پشت و پناهش تویی قامت نکند خم

تا هست علمدار کنارش، کمری هست

یک لحظه کنار تو دل خیمه نلرزید

عباس اگر هست، یقینا سپری هست

حسین ایزدی

نفس که میکشم انگار بوی کرببلاست

هوای صحن ابوالفضل (ع) مستمان کرده

مطلب مشابه: شعر، پیامک و متن ادبی درباره تبریک ولادت سالار شهیدان امام حسین

عباس علمدار حسین

میر و سپه دار حسین

شد پاسدار خیمه ها

اخى و سالار حسین

آه و فغان بچه ها

هر دم رود بر آسمان

از سوز تشنگى همه

دنبال دلدار حسین

فریاد وا عموعمو

العطشا العطشا

آید به گوش و گشته است

مانع پیکار حسین

آلاله ام البنین

نشسته بر روى زمین

در فکر تشنه کامى

قصه و افکار حسین

اى آسمان خون گریه کن

برکربلا و ناله اش

بر کشته ها و آتش و

زینب نالان حسین

روح بلند حیدرى

پا بر رکاب مرکبش

راهی بسوى علقمه

چون اشک غلطان حسین

شد وارد شط فرات

بادیدگان خسته اش

یاد آمدش از اصغرو

از کام عطشان حسین

کفها بزیر آب کرد

نزدیک لبهایش نمود

گفتا ببر این آب را

از بهر طفلان حسین

مشکى پر از آن آب کرد

روان بسوى خیمه ها

دستش جدا شد از بدن

با تیغ عدوان حسین

خون سرش همراه اشک

می ریخت غلطان روى مشک

دیگر امیدش قطع شد

از بهر یاران حسین

شد واژگون از روى اسب

الگوى ایمان و ادب

گفتا که کردم من فدا

جانم بقربان حسین

اشعار غمگین در وصف حضرت عباس

روشنگر و مهتاب شبی یا عباس

بر رقیه تو ذکر لبی یا عباس

خواهم که تو را خلاصه توصیف کنم

دلگرمی و عشق زینبی یا عباس

دیشب سرِ نی فقط سَرَت را دیدم

آغوش تو را چه کار کردند، عمو … ؟!

ای ماه بنی‌ هاشم، خورشید ‌لقا عباس

ای نور دل حیدر، شمع شهدا عباس

با این همه درد و غم، ما رو به تو آوردیم

دست همه محزون گیر، از بهر خدا عباس

چو دید تشنه ی لب های خشک او دریاست

به آب خیره شد و ناله اش زدل برخواست

که آب! از چه نگر دیدی ازخجالت آب؟

تو موج می زنی و تشنه یوسف زهراست

ز یک طرف تو زنی نعره از جگر در بحر

ز یک طرف به حرم بانگ العطش بر پاست

قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم

که در تو عکس لب خشک سید الشهداست

ز خون دیده ی من روی موج بنویسید

که از تمامی اطفال تشنه تر سقّاست

خدا گواست که با چشم خویشتن دیدم

سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست

درون بحر همه ماهیان به هم گویند

حسین تشنه و سیراب وحشی صحراست

نوشته اند به لب­های خشک من ز ازل

که تشنه کام گذشتن ز بحر شیوه ی ماست

ز شیر خواره برایت پیام آوردم

پیام داده که: ای آب غیرت تو کجاست؟

صدای نعره ی دریا به گوش جان بشنو

که موج آب هم این طرفه بیت را گویاست

سلام خالق منّان سلام خیرالنّاس

سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

غلامرضا سازگار

بعد از اذان ظهر زمین پر غبار شد

چشمان خیس علقمه تاریک و تار شد

وقتی عمود بوسه به پیشانی تو زد

قلبم شکست ، چشم قشنگت خمار شد

دستت که قطع شد همگی جنگجو شدند

فریاد میزدند ، چه شیری شکار شد

تو روی خاک بودی و دور و بر حسین

تا چشم کار کرد پر از نیزه دار شد

آن کودکی که جاش روی شانه ی تو بود

پایش به روی خاک پر از نیش خار شد

عباس ! خوب شد ندیدی بدون تو

ناموس اهل بیت به صحرا چکار شد

آه ای رکاب حضرت زینب بدون تو

یک کاروان به ناقه ی عریان سوار شد

شمشیر سیدالشهدا تا شکستنت

از داغ تو خمیده قد ذوالفقار شد

دستت هنوز دور علم بود روی خاک

این خاطره برای ابد ماندگار شد

مطلب مشابه: مجموعه اشعار غمگین در وصف حضرت عباس جملات و دلنوشته ابولفضل العباس (ع)

حقیقت را کجا دیــــدی؟

حقیقت را میان آه جانسوز ابالفضل علی (ع)

سقای لب تشنه

بریده دستهایش

با پیشانی زخمی

تیر در یک چشم

اشک در چشم دگر

ازضجه ی بی آبی طفلان

به هنگام سقوط از اسب

میان نخلهای نینوا دیدم.

اشعار غمگین در وصف حضرت عباس

ضریح تو داره عطر گل یاس

نوازش های دستت میشه احساس

کی میدونه آقا پر میشه شاید

شبا سقا خونه ات با مشک عباس

چه کسی دیده لب آب بسوزد جگری؟

روی دست پدری جان بسپارد پسری؟

چه کسی دیده که لب تشنه ای از سوز عطش

آب در دست و ننوشد به هوای دگری؟

السلام علیک یا باب الحوائج یا قمر العشیره

مطالب مشابه