انشا درباره عینک | چندین انشای ادبی درباره عینک برای همه پایه ها

انشا درباره عینک | چندین انشای ادبی درباره عینک برای همه پایه ها

چندین انشای ادبی درباره عینک برای همه پایه ها را برای شما عزیزان آماده کرده ایم. همان طور که عنوان کردیم این انشاهای ادبی و زیبا مناسب همه پایه ها هستند. پس حتما با ما همراه شوید.

انشا در مورد عینک

مقدمه: یک بار خواهرم داستانی از یکی از کتاب های درسی خودش را برام تعریف کرد، به نام ماجرای عینکم که در آن داستان کم بینایی یک پسر بچه توضیح داده شده و پس از آن هم عینک مادر بزرگش را یافته و به چشمش زده بود.

بدنه: عینک یک وسیله کاملا شخصی است که گاهی طبی و زمانی هم  جنبه زیبایی و آفتابی دارد. بچه که بودم همیشه مادر می گفت جلوی تلویزیون که می نشینی چشمت ضعیف می شود و نمی توانی خوب ببینی، درس بخوانی و سوزن نخ کنی، مادرها چون همیشه با سوزن کار دارند معیارشان نخ کردن سوزن است.

مدرسه که می رفتم روزی معلم گفت که فردا همه بچه ها بروند و چشمشان را معاینه کنند، من هم رفتم و دیدم که کمی چشمم ضعیف است و باید عینک بزنم. عینک را گرفتم تازه می دیدم که کمی رنگ ها بهتر هستند و زندگی رنگی دیگر دارد. عینک را در کیفم گذاشتم و از آن روز در کنارم مانده است.

عینک شاید مهم ترین وسیله زندگی برای خوب دیدن، خوب زندگی گردن است. عینک را که می زنم دنیای من عوض می شود، گل ها و جنگل و سبزه ها را زیباتر می بینم و همه چیز برای من قشنگ است و دوست داشتنی. عینک خوبم چه خوب که دارمت و چه بهتر که با بودنت همه چیز زیبا می شود.

گاهی پزشکی برای اینکه نور خورشید آزارندهد، از عینک آفتابی برای بیماران خود استفاده می کنند تا چشم در معرض نور خورشید آسیب نبیند و بتواند به راحتی همه جا را نشانمان دهد. چشم دریچه دید ما به دنیاست که اگر خوب و سالم نباشد، دنیا جذاب نخواهد بود.

نتیجه گیری: زندگی زیباست اگر خوب و دقیق نگاه کنیم، گاهی باید عینک خود را در بیاوریم و زمانی باید صریح و دقیق همه چیز را بررسی کنیم، از جمله عینک هایی که باید بزنیم عینک خوش بینی است یعنی به دنیا و مردمش با نگاهی مثبت نگاه کنیم و شیوه برداشت خود از نگاهمان را تغییر دهیم.

انشا درباره عینک جادویی

انشا درباره عینک جادویی

مقدمه: عینک را دوست می دارم، همان وسیله ای که موجب می شود همه چیز رنگ اصلی خودش را داشته باشد و دنیا تمام حقایقش را به من نشان دهد.

بدنه: گاهی ذره بینی است و گاهی معمولی، زمانی ساده و گاهی تیره، کوچک و بزرگ و زمانی هم با جنس های مختلف، پلاستیکی و فلزی و در رنگ های مختلف. عینک را نگاه می کنم، با خود فکر می کنم که علم برای هر مشکلی راهی یافته و برای چشمی که کم بینا می شود، چشمی کوچک دیگر ردیف می کند و دست انسان را می گیرد. یادم نمی رود که پدر بزرگ همیشه دوست داشت که قرآن بخواند ولی چشمش یاری نمی کرد و اشک می زد.

روزی که دکتر برایش عینک نوشت من هم خوشحال شدم و گاهی می زدم به چشمم و روزهای پیری خودم را تصور می کردم. خطوط درشت می شدند و می خواندم. عینک همان نوع نگاه ما به زندگی هم هست، خوش بینی، بدبینی، حسادت، عشق به مردم که هر کس می تواند نوع بد و تیره را از چشمش خارج کند و نوع روشن و خوب را به چشمش بگذارد.

کسانی که عینک مهربانی و خوش بینی می زنند ،می توانند در دل مردم جا باز کنند و زندگیشان سراسر خوبی و عشق باشد. عینک دوست داشتنی من و بقیه از تو سپاس گزارم که همه چیز را برای من خوب و دلخواه می کنی، رنگ برگ و گل رز و  ستاره های دور دست را هم نشان می دهی، تو نباشی همه چیز کدر و تار است و دلم نمی خواهد نگاهشان کنم.

تو را خوب محافظت می کنم و می دانم که تو نباشی من هم بی تاب می شوم. دوست خوب من، تو را که دارم دنیای من دوست داشتنی است و خواستنی، در دور دست ها هم پرواز پرندگان را می بینم و می توانم خوب نگاهشان کنم و پرواز شان را خاطره کنم.

نتیجه گیری: اغلب مردم عینک به چشم دارند و مجبور هستند که با عینک به دنیا نگاه کنند و خوب ببینند. عینک وسیله بهتر دیدن و بهتر خواندن است تا با کمکش تمام واقعیت های دنیا دیده شود. عینک را که می زنم دنیا تغییر می کند و همه چیز جذاب و خواستنی می شود.  تو عینک مهربانی بدان که با بودنت همه چیز خوب و خوش و جذاب می شود.

مطلب مشابه: دلنوشته پر احساس ❤؛ متن و جملات احساسی و دلنوشته رمانتیک

انشا در مورد عینک به روش توصیفی

مقدمه: انسان‌ها به ابزارها و وسایل گوناگونی نیاز دارند. این ابزارها احتیاجات روزمره آنها را رفع کرده و زندگی را آسان می‌کنند. یکی از این ابزارها عینک است.

بدنه: عینک از دو عدسی و یک قاب یا فریم درست شده است که توسط بینی و گوش‌ها نگه داشته می‌شود و جلوی چشم قرار می‌گیرد. عینک با رفع عیوب بینایی به چشم‌ها کمک می‌کند تا دید بهتری داشته باشند. جنس عینک‌ها از دسته‌های فلزی یا کائوچو و پلاستیک ساخته شده است و شیشه‌های آنها نیز انواع مختلفی دارد. که به مرور زمان سبک‌تر شده و طراحی مناسب‌تری پیدا کرده است.

در تاریخچه ساخت عینک، بعضی می‌گویند چینی‌ها عینک را دو هزار سال قبل ساخته‌اند ولی ظاهرا آنها تنها از این وسیله برای مراقبت از چشم‌هایشان در برابر نیروهای شیطانی استفاده می‌کردند. بعضی دیگر عقیده دارند اولین عینک را سالوینو دارماتی اهل ایتالیا، در سال ۱۲۸۴ میلادی ساخت. بعضی دیگر اختراع عینک را به مردی به نام روچربیكنبا نسبت می‌دهند که در سال ۱۲۶۶ میلادی با گذاشتن یك گوی كوچك شیشه ای روی كتاب، خطوط و كلمات را درشت‌تر و واضح‌تر می‌دید.

برای عینک جایگزین‌هایی به وجود آمده است. دسته‌ای از لنز استفاده می‌کنند و بعضی دیگر با عمل جراحی و لیزر نقص بینایی را برطرف می‌کنند. برخی صرفاً از جنبه زیبایی و تمایل به نداشتن عینک دست به عمل لیزر یا استفاده از لنز می‌زنند. برای برخی از افراد جایگزین کردن عینک ضروری است مانند ورزشکاران که نمی‌توانند از عینک در فعالیت‌های ورزشی استفاده کنند.

عینک‌ها فقط یک ابزار برای افرادی که چشم‌های ضعیف دارند نیستند. افراد در تهیه عینک به آن به عنوان یک وسیله زیبایی هم نگاه می‌کنند. برخی از عینک‌ها آفتابی هستند و برای جلوگیری از نور خورشید استفاده می‌شوند. اگر جنس شیشه عینک آفتابی مناسب نباشد، موجب آسیب رسیدن به چشم می‌شود. عینک‌هایی وجود دارد که با آنها می‌توان فیلم‌های سه بعدی را دید و برخی بازی‌های رایانه‌ای را انجام داد.

نتیجه: عینک هر زمانی که می‌خواهد اختراع شده باشد و از هر ماده‌ای که ساخته شده باشد، به یکی از ابزاری‌ترین و کاربردی‌ترین وسایل رفع نیازهای انسان درآمده است.

انشا در مورد عینک به سبک داستانی

انشا در مورد عینک به سبک داستانی

افراد زیادی را می‌شناسم که از عینک استفاده می‌کنند. این افراد هدف‌های مختلفی برای استفاده از عینک دارند. پدر من عینک فروش است و من می‌توانم عینکی‌های زیادی را ببینم.

به دیوار مغازه او عکس مردی است که بابا می‌گوید یک نویسنده است به نام چخوف! چخوف مغازه بابا عینکی بدون دسته را روی بینی‌اش گذاشته که یک نخ به آن آویزان است. من همیشه می‌ترسم عینکش بیفتد و بشکند. یک عکس دیگر هم هست که یک دانشمند است که فقط یک شیشه را با دست جلوی چشمش نگه داشته است. بابا می‌گوید این‌ها اولین عینک‌ها بودند که در زمان‌های قدیم استفاده می‌شدند.

من گاهی به مغازه او می‌روم و مشتری‌هایش را نگاه می‌کنم. یک روز یک مشتری آمده بود و می‌گفت که عینکی می‌خواهد که به شکل صورتش بیاید. بابا دفتری را که در آن عکس‌های خانم و آقاهای عینکی هستند، نشان داد و گفت: بعضی‌ها عینک را با توجه به گردی و درازی صورتشان انتخاب می‌کنند. عینک‌ها را گذاشت و برداشت و یک عینک خیلی بزرگ را انتخاب کرد و گفت: این بیشتر مد است.

یک مشتری دیگر عینک قبلی‌اش را از چشمش برداشت و گفت که از وزن آن خسته شده است. به بینی‌اش فشار می‌آورد. روی بینی‌اش جای عینک مانده بود. بابا گفت که به جای شیشه، عدسی پلاستیکی برایش می‌اندازد و بهتر است فریم پلاستیکی بردارد. مشتری دوباره گفت که شیشه‌اش را آنتی رفلکس بزند چون می‌خواهد با کامپیوتر کار کند. از بابا پرسیدم عینک آنتی رفلکس یعنی چه؟ گفت یعنی ضد بازتاب نور است. نور را عبور می‌دهد.

یکی از مشتری‌هایی که آمد، دعوا کرد و چیزی نخرید، آمده بود عینک آفتابی بخرد. بابا عینک آفتابی‌های خاکستری، زرد، آبی، سبز و قهوه‌ای را جلوی مشتری گذاشت و گفت اگر کوررنگی دارد نباید بعضی رنگ‌ها را بخرد. مشتری همه آنها را که امتحان کرد و چند بار با عینک از مغازه بیرون رفت و آمد. آخرش یکی را برداشت. قیمتش را که پرسید و بابا قیمت را گفت، مشتری با تعجب او را نگاه کرد و گفت: چه خبر است آقا؟ سر خیابان همین را با پنج هزار تومان می‌شود خرید. بابا آرام گفت که بهتر است بیشتر مراقب سلامتی‌اش باشد تا پول‌هایش! او هم عینک را گذاشت و رفت.

عینک با هر هدفی که استفاده شود، برای بعضی جزئی از وجودشان شده است و بدون آن احساس می‌کنند که چیزی از وجودشان را گم کرده‌اند.

انشا درمورد عینک به روش ذهنی

مقدمه: اولین باری که عینکم شروع کرد به حرف زدن با من، داشتم شاخ در می‌آوردم! یک نفر داشت می‌گفت آن گوشه سمت راست خیابان را نگاه کن. یک پیرمرد ایستاده و برای رد شدن از خیابان به کمک احتیاج دارد. هاج و واج به همه طرف نگاه می‌کردم و دنبال گوینده می‌گشتم. او مرتب حرف خودش را تکرار می‌کرد ولی وقتی دید من از تعجب هیچ کاری نمی‌توانم بکنم خودش را معرفی کرد: منم بابا، عینکت. خوب چشماتو وا کن…

بدنه اصلی: به حرفش گوش کردم و به سمت پیرمرد رفتم. وقتی از خیابان رد شدیم پیرمرد مرا دعا کرد و از من تشکر کرد. به عینکم گفتم چطور او را دیدی؟ من که اصلا حواسم نبود! گفت اصلا من روی چشم‌های تو نشسته ام که خوب همه چیز را ببینی و بتوانی کارهای بهتری انجام دهی. از آن روز من و عینکم با هم دوست های صمیمی شدیم. گاهی به من می‌گوید بالای سرت را نگاه کن و آسمان آبی را ببین که چقدر امروز زیباتر شده. گاهی می‌گوید مراقب باش چراغ راهنمایی هنوز برای عابر پیاده سبز نشده، صبر کن. گاهی هم آدم هایی که نیاز به کمک دارند را به من نشان می‌دهد.

نتیجه: راستی که یک عینک چه فایده هایی می‌تواند داشته باشد! من بدون عینکم به خیلی چیزها دقت نمی‌کردم، ولی حالا بهتر و دقیق تر دیدن را یاد گرفته ام. عینک بهترین دوست من است.

انشا درباره عینک با روش طبقه بندی کردن صفحه ۴۲ نگارش هفتم

مقدمه: یکی از نعمت های بی شمار خداوند دو چشم بیناست تا بتوانیم دنیای زیبا و رنگارنگ را با آن ببینیم و شکرگزار همه نعمت های خداوند باشیم. در این میان همه افراد از این نعمت برخوردار نیستند، یعنی به مرور زمان یا از روزی که به دنیا می آیند چشمانشان ضعیف می شود و یکی از راه حل های برطرف کردن این مشکل استفاده کردن از عینک است تا دنیا را واضح تر ببیند.

بدنه: عینک تشکیل شده از دو عدسی با شماره گذاری های مختلف برای ضریب بینایی چشم های مختلف و قاب ها با طرح ها و رنگ های مختلف برای سلیقه های متفاوت که پشت ویترین های مغازه ها با دستور پزشک بینایی گذاشته می شود تا متقاضی، عینک مورد علاقه‌ی و مناسب فرم صورت خود را انتخاب کند و مورد استفاده قرار دهد. در این میان بعضی از دانش آموزان در مدرسه، کسی از دوستانشان را می بینند که عینک بر چشم دارند، شروع به تمسخر و شیطنت می کنند و با حرف های ناخوشایند دل دوست خود را می شکانند درحالی که این کار بسیار ناپسند باشد. زیرا که عینک اشکال یا ایرادی ندارد.

عینک وسیله ای برای درمان و بهبودی بیماری فرد تجویز می شود. مانند مریضی که به دکتر مراجعه می کند و دکتر با قرص و آمپول آن را دوا و مداوا می کند. بنابراین ما نباید با دوستانمان که عینک می زنند با تمسخر و بذله گویی رفتار کنیم. بلکه باید مانند دوستی مهربان برای مداوای ضعف بینایی آن تلاش کنیم و آن را برای زدن عینک تشویق کنیم تا هرچه زودتر مشکل دوست ما بر طرف شود و آن نیز مانند ما بدون هیچ پوشش یا عینکی دنیا را ببیند.

عینک به عنوان وسیله ای برای درمان بیماری های انسان تجویز می شود. مثل مریضی که پیش دکتر می رود و دکتر با قرص و آمپول او را معالجه می کند. بنابراین نباید دوستان عینکی را مسخره کنیم و باید مثل یک دوست خوب سعی کنیم چشم های ضعیف او را درمان کنیم و او را به عینک تشویق کنیم تا مشکل دوستمان هر چه زودتر حل شود و او هم مثل ما دنیا را به صورت شفاف و زیبا ببیند.

نتیجه گیری: گاهی اوقات در شرایطی قرار می گیریم که از آن راضی نیستیم، اما مجبور می شویم برای درمان و حل مشکل خود شرایط را بپذیریم، پس باید خود را با اتفاقات وفق داده و با آن روبرو شویم و با خود مهربان باشیم. همچنین اگر دوستان یا اطرافیانمان مشکلی داشتند به آن ها کمک کنیم تا بهبودی مورد نیاز خود را دریافت کنند.

انشا زیبا و خواندنی درباره عینک برای دانش آموزان پایه هفتم

عینک برای برخی از مردم یعنی دیدن دوباره ی زیبایی های جهان، زیبایی هایی که به علت ضعیف شدن بینایی چشم ها تار و محو به نظر می رسید با عینک بار دیگر تر و تازه شده و چشم های آدمی را مبهوت خویش می کند.

در گذشته های دور و قبل از اختراع عینک زمانی که فردی دچار ضعف در بینایی می شد دیگر تا پایان عمر نمی توانست دید کاملی داشته باشد و حتی با پیشرفت این ضعف گاهی از انجام دادن کار های اولیه نیز باز می ماند.

اما پس از اختراع عینک این افراد بار دیگر توانستند دنیا را به طور کامل مشاهده کنند، البته در ابتدا پذیرفتن افراد با یک عینک روی صورت شان برای مردم مشکل بود و در بسیاری از موارد نیز این گونه افراد مورد تمسخر دیگران قرار می گرفتند و به خاطر همین تمسخر این افراد نمی توانستند از عینک استفاده کنند اما خوشبختانه رفته رفته استفاده از عینک در بین مردم جا افتاد.

با این که عینک دنیای بسیاری از مردم را تغییر داد اما امروزه با وسیله ی بهتری در حال جایگزین شدن است، عینک ها حال جای خود را به لنز های تماسی داده اند و افرادی که با استفاده از عینک مشکل دارند می توانند از لنز های تماسی استفاده کنند.

البته به غیر از عینک های طبی که برای اصلاح دید به کار می رود عینک های دیگری نیز وجود دارند که چشم ها را در مقابل عوامل مختلف محافظت می کنند، مثلا عینک های آفتابی که از چشم ها در مقابل اشعه های مضر خورشید محافظت می کنند.

عینک های مورد استفاده در مشاغل مختلف نیز از این دسته عینک ها هستند، مثلا در شغل هایی مانند جوشکاری، تراشکاری، پزشکی و … از عینک هایی استفاد می شود که چشم ها را در مقابل آسیب های احتمالی محافظت می کنند.

مطلب مشابه: متن درباره چشم زیبا؛ جملات ادبی و خاص برای چشم های زیبا

موضوع انشا: عینک

موضوع انشا: عینک

چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید

بینایی یک نعمت است که ما باید قدر ان را بدانیم ولی متاسفانه این کار را نمی‌کنیم. ما با انجام کارهای مانند استفاده زیاد از گوشی, موبایل,کامپیوتر, نگاه کردن به تلوزیون از نزدیک, نگاه مستقیم به خورشید و… قدرت بینایی مان را ضعیف میکنیم. بنابراین مجبوریم از عینک استفاده کنیم

عینک, یک شی کاربردی است که دو عدسی دارد, انان که چشم هایشان ضعیف هستند یا مشکل دارند, از عینک استفاده میکنند.

عدسی های عینک, شیشه ای و پلاستیکی هستند. جنس دسته های ان هم از پلاستیک است.عدسی عینک های طبی,شفاف و عدسی عینک های افتابی, تیره هستند

ما غیر از عینک های طبی و افتابی,چند نوع عینک دبگر هم داریم مانند: عینک شنا, عینکی که در آزمایشات به چشم میزنند, عینکی که برای تماشا کردن فیلم های چند بعدی استفاده میشود و …

به غیر از این عینک ها, ما یک نوع عینک دیگر هم داریم. آن عینک, عینک دید به زندگی نام دارد. این عینک خود دو نوع است. عینک خوشبینی و عینک بدبینی.

ما باید عینک بدبینی را از جلوی چشمانمان برداریم و آن. را دور بیندازیم و عینک خوشبینی را به چشم بزنیم تا از زندگی لذت

نویسنده:فرزین رییسی دهکردی

نظرات کاربران