شعر پدر آن شعری است که شاعران از باب مفاخره در اصل و نسب، بیان نصایح پدر، نکوداشت یاد و خاطره پدر و… درباره پدر خویش سرودهاند. با مجموعهای از شعر زیبای پدر، شعر پر معنا در وصف پدر، شعر ناب و احساسی، شعر طولانی مفهومی درمورد پدر برای شما عزیزان ارائه کرده ایم با ما همراه باشید.

شعر زیبا درباره پدر
شور عشقت هست در قلبم ای پدر
گرمی لبخندهایت هست در ذهنم ای پدر
مهربانی هایت همواره در من جاری است
ساز آوای صدایت هم همیشه با من است
از تو از عشق تو لبریز هستم ای پدر
من برای دیدنت با سر دوانم ای پدر
زندگی یعنی پرواز در آغوش تو
مرگ یعنی من بدون عطر تو
حرف آخر را برایت مینویسم ای پدر
با تو بودن را دوست دارم ای پدر
پدر دستات برام گهواره بودن
چشات مثل چراغ خــونه من
بجز تو از همـــه دنیا بریدم
کسی رو مثل تو عاشق ندیدم
پدرم روزت مبارک
پدر قنوت گرفته تو را برای خدا
بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت
و ایستاده ای امروز روی پای خودتنشان بده به همه چه قیامتی هستی
و باز در پی اثبات ادعای خودتاز آسمانیِ گهواره روی خاک بیفت
بیفت مثل همه مردها به پای خودتپدر قنوت گرفته تو را برای خدا
ولی هنوز تو مشغول ربّنای خودتکه شاید آخر سیر تکامل حَلق ات
سه جرعه تیر بریزی درون نای خودتیکی به جای عمویت که از تو تشنه تر است
یکی به جای رباب و یکی به جای خودتبده تمام خودت را به نیزه ها و بگیر
برای عمه کمی سایه در ازای خودتو بعد، همسفر کاروان برو بالا
برو به قصد رسیدن، به انتهای خودتو در نهایت معراج خویش می بینی
که تازه آخر عرش است، ابتدای خودتسه روزِ بعد، در افلاک دفن خواهی شد
کنار قلب پدر، خاک کربلای خودت
پدر ای وجودم از تو
قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفسهات
هستی من جان گرفته
پدرم روزت مبارک
پدرم
ای کاش تو باز آیی و من پای تو بوسم
در سجده روم صورت زیبای تو بوسم
هر جا که برفتیو دمی جای گرفتی
آنجا بروم گریه کنان جای تو بوسم……..
دوست دارم بابایی
درسته میگن بهشت زیر پای مادراست اما آرامش بهشت تو آغوش پدراست
لباس پـــــدرم بـــــوی خاکــــــ می دهــــــد
دستـــــ هایـــــش بـــــووووووی نان
بــــه سلامتـــــی همه پدرهــــای زحمتکــــش
مـن یک مــَردم و آنگاه که مُردم،
باید سینه ام را بشکافی تا بفهمی چه رازهایی داشتم…
غمها و دردهایم را با خود به گور میبرم،
در مکتب ما یک مـــَرد با دَرد میمیرد…
با قلبی مَملو از راز…
کاش بدونی برکت دعای تو
تکیهگاه آرزوهای منه
بیتو هر فصل کتاب عمر من
به خزون زندگی رسیدنه
پدرعزیزم روزت مبارک
شنیدن صـــــــدای قلب کسی که دوستــــــش داری
زیبــــــــــاترین موسیقی دنیـــــاست…
پدر عزیزم دوستت دارم،
ای بهترین بهترینها دستم را بگیر
صدبار اگر دوباره دنیا آییم از دشمن مرتضی علی بیزاریم
یا علی مدد…تولد امام علی(ع) مولود کعبه و روز پدر بر تمامی پدران مبارک باد
مطلب مشابه: متن در مورد پدر { گزیده جملات احساسی و متن عاشقانه برای پدر}

شعر نو درمورد پدر
پدرای که از تو جاری
خون زندگی تو رگهام
ای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمام
پدرم روزت مبارک
فلسفه «الا کلنگ»
اثبات بزرگی کسی است
که فرو مینشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند
و پدر همان بزرگ مردی است
که قامتش خم شد
تا ما قد بکشیم
اگر نباشی پدر
دلم که هیچ
دنیا هم تنگ میشود.
ای تکیه گاه محکم من ، ای پدر جان
ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم
خدمت به تو در همه حال ، هست افتخارم
جوراب لایق یک مرد نیست…
برایت کفشهایی از جنس طلا هدیه میدهم
که لایق مهربانیهایت باشد
تا بپوشی و مردانه قدم برداری چون نان آور خانه تو هستی
تویی که تکیه گاهى ستون هر خانهای
با وجود توست که پا برجاست
تاتو نباشی پای هر زنی لنگ است
زندگی با وجود تو قشنگ است
تقدیم به پدران پاک سرزمینم
پدر جان قسم بجان عزیزات که هیج گاه
یاد شکوه مند تو از دل نمی رود
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
نقشی تو هم دمی ز مقابل نمی رود
پدران سنگ صبور سرنوشتند
مادران زیباترین آهنگ عشقند
پیشاپیش روز ولادت امیر مؤمنان بر پدران ایران باستان مبارک باد
چقدر تلخه یه سنگه سرد و جای دستای گرم و صورت بابات ببوسی
دوست دارم بابایی
پدر یعنی :
هرچه روزهایت سخت سخت
من هستم خیالت تخت تخت!
سلامتی همه باباها
پدر جان
باش و با بودنت باعث بودن من باش
روزت مبارک. از صمیم قلب دوستت دارم
پدر بشنو این حرف فرزند خویش
عزیزو گرامی و دلبند خویش
تویی مایه ی بود و پیدایشم
کنارت به ناز و به آسایشم
پدر تکیه گاه وجود منی
تو سرمایه ی هست و بود منی
مطلب مشابه: متن قدردانی از پدر و مادر (جملات سنگین ادبی تشکر از والدین)

شعر احساسی درباره پدر
ای تکیهگاه محکم من،
ای پدر جان
ای ابر بارندهٔ مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم
خدمت به تو در همه حال،هست افتخارم
پدرم روزت مبارک
دستانش از فشار زیاد کار زبر و زمخت شدهاند
دلش نمیآید دست نوازش بر سر و صورت ظریف کودکانش بکشد
همه فکر میکنند احساس ندارد
ولی هیچکس نمیتواند شرافت او را وصف کند
او یک کارگر است، او یک پدر است
چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود
بر سایه ی رب در صحف همسایه پدر بود
ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است
در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود
پدر ای مرد خدایی
اونکه مظهر شکوه
بگو مشکلات ببازه
آخه پشت من به کوه
به افتخاره همه باباها
در عالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید
گویی سپیده از افق شب دمیده بود
خیال پدر (سهراب سپهری)
شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال
خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت
رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود
درعالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید
گویی سپیده از افق شب دمیده بود
یاد آمدم که در دل شبها هزار بار
دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او
کی لذت وصال بدین حد رسیده بود
چون محو شد خیال پدر از نظر مرا
اشکی به روی گونه زردم چکیده بود
شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال
خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت
رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود
ای طنین نام تو بر گوش من / ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار / ای که هستی مثل ابر نو بهار
بار دگر زنده شد کودکیم پشت در
خانه ما منتظر چشم به را پدر
باز پدر آمد و وی خوش نان رسید
باز پدر معنی آزادی و ایمان رسید
پدر ای که از تو جاری
خون زندگی تو رگ هام
ای که از نور دو چشمت
نور زندگی به چشمام
مطلب مشابه: شعر روز پدر؛ اشعار قشنگ زیبا در مقام پدر و تبریک روز پدر

شعر پرمعنا در وصف پدر
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود
اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره …
توی این روز عزیز،
توی این لحظههای قشنگ
زیباترین کلمهای که میشه گفت یک «دوستت دارم»
به همراه یک آسمان عشق و تمناست
تقدیم به پدرعزیزم،
روزت مبارک
پدر ای وجودم از تو
قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفس هات
هستی من جان گرفته
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار میشود اما زودتر از او به خانه بر میگردد
به سلامتی هرچی پدره.
پدر بشنو این حرف فرزند خویش
عزیز و گرامی و دلبند خویش
تویی مایهٔ بود و پیدایشم
کنارت به ناز و به آسایشم
پدر تکیهگاه وجود منی
تو سرمایهٔ هست و بود منی
پدرم روزت مبارک باد
ســـَــر ســُـفره چیزی نبود . . .
یــخ در پــارچ
و
پدر هــر دو آب شــدند !
چــه دنــیای بی رحمــیست . . .
ای پدر بوی شقایق می دهی
عاشقی را یاد عاشق می دهی
با تو سبزم ،گل بهارم ، ای پدر
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
بر کوزهگری پریر کردم گذری
از خاک همینمود هر دَم هنری
من دیدم اگر ندید هر بیبصری
خاک پدرم در کف هر کوزهگری
بابا روزت مبارک
راحت نوشتیم بابا نان داد !
بی آنکه بدانیم بابا چه سخت ، برای نان همه جوانیش را داد …
یباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمی اورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست؛
فقط هیچکس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد.
بیایید قدردان باشیم.
به سلامتی پدر و مادرها
بارها میشد که کنارم باشد و دلم با او نباشد اما پدر هر جا که باشد،
دور و نزدیک،
شک ندارم که دلش هر لحظه با من است.
بوسه میزنم بر دست های مردی که هیچ گاه دستهایم را رها نکرد!
دست همیشه به معنای آغوش نیست!
گاهی فقط امنیت است…
فقط مثل «دست پدر»

شعر ناب درباره پدر
زنـــــــــــــــــدگی بار گرانی ست
که بر پشت پریشانی توست؛
کار آسانی نیست
نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن؛
پـــــــــــــــــدرم
کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد
“روز پدر رو به بابای نازم تبریک میگم”
پدر ای چراغ خونه!
مرد دریا،
مرد بارون
با تو زندگی یه باغه،بیتو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم،تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری،دستامو میافتم از پا
پدرم روزت مبارک
پدر شاید پشتش پر نباشه ولی پشت و پناه خیلی هاست.
درود بر همهٔ پدرها…
ای پدر بوی شقایق می دهی عاشقی را یاد عاشق می دهی
با تو سبزم،گل بهارم،ای پدر هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم
آشنایی با غم تنهاییم
ای طنین نام تو بر گوش من
ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار
ای که هستی مثل ابر نو بهار
در صداقت برتر از آیینه ای
در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار
می برم نام تو را با افتخار
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ای که هستی نور چشم و تاج سر
رحمت بارانی روشن تبار
مهربانی از مانده یادگار
میان شب مهِ تابان پدر بود
برای غصه ها درمان پدر بود
ترک بر روی انگشتش فراوان
برای لقمه های نان پدر بود
پدر کوه غم و سنگ صبورم
به شب ها گریه ی پنهان پدر بود
به قلبم حک شده نامش همیشه
نشانِ رحمت یزدان پدر بود
پدر زجر و پدر اشک و پدر آه
عزیز و مونس شایان پدر بود
برای شادی کودک همیشه
گذشت از شادیش آسان ، پدر بود
علی الگوی او در زندگانی
همیشه مظهر ایمان پدر بود
به من آموخت او در اولین بار
کلام و آیه ی قرآن پدر بود
ای طنین نام تو بر گوش من ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار ای که هستی مثل ابر نو بهار
در صداقت برتر از آیینه ای در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار می برم نام تو را با افتخار
هر چه دارم از تو دارم ای پدر ای که هستی نور چشم و تاج سر
رحمت بارانی روشن تبار مهربانی از مانده یادگار

شعر طولانی مفهومی در مورد پدر
” پدر” اسطوره ای از آسمان است
پدر افسانه ای در این جهان استپدر معنای هستی ، رمز ِ بودن
چو خون در بستر ِ جانم روان استپدر صندوقی از اسرار پنهان
پدر سنگِ صبور و امتحان استسیه فامش نموده تیغِ خورشید
خمیده پیکرش همچون کمان استسپیدش کرده موی و صورتش چین
گذرگاهی که عنوانش زمان استپدر در عکسِ خود بر طاقِ ایوان
سیه موی است و زیبا و جوان استپدر نجوای ذِکر شامگاهی
صلاتی هم نشین با کهکشان استبه عَرش سجاده اش فرش است و دائم
خدایَش جاری و وردِ زبان استپدر در دیده ام زیباترین شعر
پدر در باورم یک قهرمان استبدیدم خویش در آئینه ای نیک
به رخ دیدم که تصویرش عیان استنظر کردم به دقت خویش و وی را
دو جسمی دیدم و روحی در آن استندیدم جز پدر در کُنهِ ذاتم
که وصفش خارج ازشرح و بیان استاگر کفر است گویم خالق ، اما
پدر با خالقم همداستان استپدر زیباترین تصویرِ دنیا
میانِ قابِ قلبم در نهان است
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر …
پدر امروز به پاهام دیگه نای رفتنی نیست
جز دریغی رو لب هام دیگه حرف گفتنی نیستپدر، پیچ و خم راهم نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام توی فکر غنچه باشهپدر دست یاری تو اگه دستامو نگیره
کوره راه رفتن من
مثل شب هام می شه تیره
پناهگاه امن خانه
شانه هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که میگذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگهایم میدود.
در برابر توفانهای بیرحم زندگی میایستی؛ آنچنانکه گویی هر روز از گفتوگوی کوهستانها باز میآیی.
لبخند پدرانهات، تارهای اندوه را از هم میدراند.
تویی که صبوریات، دلهای ناامید را سپیدهدم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر میآید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجرههای خانه را باران میپاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.
نظرات کاربران