سبکِنو

انشا درباره روزهای آخر سال + انشا درباره روزهای پایانی سال مناسب برای تمامی پایه ها

روزهای پایانی سال درحال نزدیک شدن است. یک سال با تمام خوشی و تلخی‌هایش به پایان رسیده و تنها چیزی که برای ما باقی مانده تنها یک خاطره است. بسیاری از معلمین عزیز نیز از دانش آموزانشان می‌خواهند درباره این خاطره‌ها و پایان سال انشا بنویسند. ما نیز چندین انشا با این حال و حوا برای شما دوستان قرار داده‌ایم. با ما باشید.

انشا درباره روزهای آخر سال

مقدمه:

روز های پایانی سال همیشه برای ما یادآور لحظات خوش و پر انرژی است که به پایان اسفند نزدیک شده و اوج آن پس از ایام چهارشنبه سوری خواهد بود، هر چه در این روز ها پر انرژی تر باشیم قطعا خاطرات بهتری برای ما باقی می ماند و کم تر درگیر رخداد های تلخی می شویم که هر کسی خاطره ای ممکن است از آن در ذهن خود ایجاد کرده باشد.

تنه انشاء:

وقتی به آخرین روز های هر سال نزدیک می شویم، انگار که سال ها رخت بر تن کرده و آماده یک بهار پر از هیجان و زیبایی می شوند، گرمایی بر خانه های ما حاکم می شود و کم کم از خواب آلودگی فصل زمستن کاسته می شود، خبر های خوب می شنویم و دوست داریم هر لحظه زیبا تر از قبل شود.

بسیاری از اتفاقات تلخ را برای چند لحظه هم که شده در این روز ها فراموش می کنیم، به این امید که اتفاقات مثبت برای ما رخ می دهد، از پلیدی هایی که در اطراف ما وجود دارد و مدام روحیه ما را تهدید می کند نیز زود تر رها می شویم و احساس آرامش ابدی به ما دست می دهد که آن را مدیون سال نو هستیم.

قطعا اگر بی وقفه در طول سال تلاش کنیم، مدام منتظر به پایان رسیدن روز های آخر نیستیم و همواره به هدفمان فکر می اندیشیم. چه بسا که در روز های آخر سال برای ما اتفاقات شیرین تر و جذاب تری نیز رخ دهد که تا آخر عمر در ذهنمان و خاطراتمان بماند.

نتیجه گیری:

در صورتی که می خواهیم روز های پایانی سال خوب باشد، باید به یاد داشته باشیم که همه روز های خداوند زیبا است و نباید این نکته را کتمان کنیم که هر کسی می تواند در آخرین روز های سال به کسانی بیاندیشید که تاکنون زندگی سختی را تجربه کرده اند و حداقل این که از سوی ما نیاز به کمک دارند، لحظات تلخ برای هر کسی وجود دارد، مهم این است که هم را در این شرایط یاری کنیم.

مطلب مشابه: شعر اسفند ماه ؛ اشعار زیبا با عکس نوشته های خاص

روزهای پایانی سال برای پایه‌های هفتم

روزهای پایانی سال برای پایه‌های هفتم

می خواهم حال و هوای اسفند و روزهای پایانی سال را توصیف کنم و هر چه فکر می کنم چیزی به ذهنم نمی رسد چون حس و حال این روزها وصف نشدنی هستند و من به قدری در این روزها هیجان زده هستم که نمی توانم ذوقم را در قالب کلمات وصف کنم، من در این روزها سر از پا نمی شناسم.

اگر بخواهم از هوا بگویم که بسیار تازه و با طراوت است، هوا در یک کلام بوی عید می دهد، بوی بهار، بوی تحویل سال و بوی شکوفه ها و باران.

اگر بخواهم از مدرسه بگویم که همه بچه ها درست مثل خودم فوق العاده هیجان زده رسیدن سال نو هستند و همه درباره برنامه هایی که برای عید نوروز دارند با یکدیگر صحبت می کنند.

اگر بخواهم از فضای خانه بگویم که خانه تکانی در آن موج می زند. مادرم در تکاپوی تمیز کردن خانه است و به معنای کامل کلمه خانه مان را تکان می دهد و در این گیر و دار البته ما بچه ها نیز گاهی باید بخشی از کار را بر عهده بگیریم اما ارزشش را دارد زیرا لحظه تحویل سال، خانه ما از تمیزی می درخشد.

اگر بخواهم از حال و هوای محله ام بگویم که درختان جوانه زده اند، بعضی از آن ها نیز شکوفه داده اند و مردم نیز اغلب سرگرم خریدهای سال نو در خیابان های شلوغ به این سو و آن سو می روند.

بله! همه جای بوی عید می دهد و در این میان سر و صدای چهار شنبه سوری این شادی و این همه هیجان را تکمیل می کند. من عاشق اسفند ماه و همه زیبایی هایش هستم، زیبایی های از جنس ماهی قرمز در تنگ، خرید آجیل و شیرینی، بوی لباس نو و غرق شدن در رویای عیدی گرفتن و مهمانی رفتن.

من بی صبرانه در انتظار اسفند و روزهای پایانی سال هستم.

انشا توصیفی درباره ماه اسفند و روزهای پایانی سال

انشا توصیفی درباره ماه اسفند و روزهای پایانی سال

اسفند آخرین ماه از سال است ماهی که صدای دور شدن قدم های زمستان و نزدیک شدن قدم های بهار با کوله بار سبزش به گوش می رسد، اسفند ماه عید، خرید، خیابان های شلوغ و لباس ها نو و تازه است.

اسفند که می شود جنب و جوشی تازه در تمام خانه ها و خیابان ها شکل می گیرد، خانه تکانی ها شروع می شود و مادرها تمام گوشه و کنار خانه را برای آمدن بهار و عید آماده می کنند و فرش های رنگارنگ را می بینی که شسته و پهن شده در پشت بام ها منتظر خشک شدن هستند.

در اسفند خیابان ها بوی عید می گیرند و همه برای خرید لباس و لوازم نو از خانه ها بیرون می آیند و روزهای آخر اسفند نیز این خریدها و شلوغی ها به اوج خود می رسد و هر گوشه را که نگاه کنی پر از سبزه، گل های بهاری، ماهی های قرمز و ظرف های هفت سین است.

البته در این ماه برخی نیز به خانه تکانی دل مشغول می شوند و کینه ها و دشمنی ها را از قلب شان بیرون کرده و دوستی و مهر را جایگزین آن می کنند تا با دل و روحی پاک و بی کینه سال جدید را شروع کنند.

در آخرین روز های اسفند برخی ها به خانه ی کسانی که عزیزی را از دست داده اند می روند تا او را با دلی شاد به استقبال بهار بفرستند.

آخرین چهارشنبه اسفند نیز روزی است که همگی ما مانند نیاکان خود آتش برپا می کنیم و تمام مشکلات و سختی ها را به دست آتش می سپاریم و از آن گرما، سرخی و نیرویی تازه برای روز های پیش رو می گیریم.

می توان گفت ماه اسفند سرآغاز نو شدن دوباره ی ما و زمین است زیرا که این ماه زیبا نوید آمدن نوروز و روزهایی تازه و سالی نو را می دهد.

مطلب مشابه: انشا درباره بهار؛ 4 انشا کامل با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری فصل بهار

انشا روزهای پایانی سال مخصوص پایه‌ دوازدهم

 اسفندماه همیشه موعد شلوغی ها و رفت و آمدها برای آماده شدن شب عید نوروز است و شور و حال خاصی در میان مردم حکم فرماست. ما آدمها توی اسفند بیشتر از هر وقت دیگری خسته‌ایم اما نمیدانم چرا به جای اینکه نفسی تازه کنیم، سرعت‌مان را بیشتر و بیشتر می‌کنیم تا هر طور شده مثل قهرمان دوی ماراتن، از خط پایان این ماه عجیب و غریب بگذریم!

اسفند را باید نشست

باید خستگی در کرد

باید چای نوشید…

یازده ماه تمام، دردها، رنج‌ها و حتی خوشی‌ها را به جان خریدن که الکی نیست، هست؟!

چطور می‌شود با حجم این خاطرات و دلتنگی‌هایی که روی دل آدم سنگینی می‌کنند، مغازه‌ها را گشت یا قیمت فلان مانتو را با مغازه دیگر مقایسه کرد؟!

اسفند را نباید دوید

اسفند را باید با کفش‌های کتانی، قدم زد!

پس روزهای رفته ی سال را ورق میزنم …….

چه خاطراتی که زنده نمی شوند…….

چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند…….

و چه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد…….

چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود…….

چه لبخندها که بی اختیار بر لبانم نقش بست و

چه اشک ها که بی اراده از چشمانم سرازیر شد……

چه آدم ها که دلم را گرم کردند و

چه آدم ها که دلم را شکستند……

چه چیزها كه فکرش را هم نمیکردم و شد …

و چه چیزها كه فکرم را پرکرد و نشد…….

چه آدم ها که

شناختم و چه آدم ها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان…….

و چه…….!

و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود…….

کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا……

آرامشی که هیچگاه تمام نشود……

و دوست خوب من…

من برای تمام آدم های روی این زمین آرزوی سعادت دارم،

بخند كه بهاری که در راه است…

با شكوفه لبخند تو زییاتر خواهد بود

آرزو دارم …

هر طپش قلبتان

آمیخته با آمین های خدا

برای آرزوهای قشنگتان باشد…

مطالب مشابه