
سعدی، سرایندهٔ گلستان و بوستان، یکی از درخشانترین چهرههای ادب فارسی است که با زبانی ساده، روان و در عین حال عمیق، مفاهیمی چون عدالت، اخلاق، عشق و عرفان را در آثار خود به تصویر کشیده است. در این بخش از سایت، مجموعهای از انشا درباره سعدی را گردآوری کردهایم تا دانشآموزان با خواندن این نوشتهها، به اهمیت این شاعر بزرگ در غنای فرهنگ و ادب فارسی پی ببرند و با دیدی بازتر به اندیشههای اخلاقی و اجتماعی او بنگرند. این انشاها، با زبانی ادبی و نگاهی تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف شخصیت، آثار و تأثیر سعدی بر ادبیات و فرهنگ ایران و جهان پرداختهاند.
فهرست مطالب
سعدی، استاد سخن پارسی
مقدمه
در آسمان ادبیات فارسی، بعضی ستارهها آنقدر درخشاناند که قرنهاست زمین را روشن کردهاند. یکی از این ستارههای درخشان، سعدی شیرازی است. شاعری که به «استاد سخن» معروف است. کسی که هم در نظم استاد بود، هم در نثر. هم در غزل، هم در حکایت. سعدی، فقط یک شاعر نیست. یک معلم اخلاق است. یک جامعهشناس است. یک جهانگرد است. در این انشا میخواهم درباره این شاعر بزرگ بنویسم؛ از زندگیاش، از آثارش و از چیزی که او را جاودانه کرد.
بدنه
سعدی در حدود سال ۶۰۶ هجری قمری در شیراز به دنیا آمد . نام کامل او مشرفالدین مصلح بن عبدالله شیرازی است . او در خانوادهای اهل علم رشد کرد. در جوانی به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تحصیل ادب، تفسیر، فقه، کلام و حکمت پرداخت . سپس به سرزمینهای مختلف سفر کرد. به شام، مراکش، حبشه، حجاز، هندوستان، یمن و کشورهای عربی . این سفرها، تجربههای گرانبهایی به او دادند که بعدها در آثارش منعکس شدند.
سعدی دو کتاب بسیار ارزشمند نوشت: بوستان و گلستان. بوستان در قالب نظم (مثنوی) و در ده باب است. گلستان به نثر و در هشت باب . بوستان در سال ۶۵۵ و گلستان در سال ۶۵۶ هجری قمری نوشته شدند . این دو کتاب، حاصل شناخت عمیق سعدی از انسان و سفرهای او هستند .
یکی از مهمترین ویژگیهای آثار سعدی، سهل و ممتنع بودن آنهاست. یعنی در ظاهر ساده به نظر میرسند، اما تقلید از آنها بسیار دشوار است . سعدی توانست لطیفترین معانی را با سادهترین الفاظ بیان کند . او نثر و شعر را به هم نزدیک کرد. جذابیت شعر را به نثر داد و روانی نثر را در شعر خلق کرد .
سعدی در سال ۶۹۰ یا ۶۹۱ هجری قمری در شیراز درگذشت . آرامگاه او، معروف به سعدیه، در شیراز قرار دارد و یکی از جاذبههای مهم این شهر است .
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، فقط یک شاعر نیست. او یک معلم است. معلم اخلاق. معلم زندگی. آثارش، قرنهاست که خوانده میشوند و همچنان تازه هستند. بوستان و گلستان او، گنجینههای ارزشمند ادبیات فارسی هستند. من به عنوان یک دانشآموز، به سعدی افتخار میکنم. به اینکه او ایرانی بود. به اینکه فارسی نوشت. به اینکه جاودانه شد. و امیدوارم روزی بتوانم آثارش را بخوانم و از آنها درس بگیرم.
انشا درباره عینک | چندین انشای ادبی درباره عینک برای همه پایه ها
گلستان و بوستان؛ دو گنجینه جاودان

مقدمه
بعضی کتابها، فقط یک کتاب نیستند. یک گنجینه هستند. گنجینهای از حکمت. از اخلاق. از تجربه. گلستان و بوستان سعدی، دو گنجینه از این نوع هستند. یکی به نثر، یکی به نظم. یکی پر از حکایتهای کوتاه، یکی پر از داستانهای منظوم. هر دو، پر از درس زندگی هستند. در این انشا میخواهم درباره این دو کتاب ارزشمند بنویسم؛ از ویژگیهایشان و از چیزی که آنها را جاودانه کرد.
بدنه
گلستان، کتابی است به نثر. در هشت باب. پر از حکایتهای کوتاه و آموزنده. پر از جملههای قصار. پر از شعرهای پراکنده. گلستان، آینه جامعه زمان سعدی است. سعدی در گلستان، از پادشاهان میگوید. از درویشان. از عاشقان. از ضعیفان. از همه اقشار جامعه. و از همه آنها درس میدهد. درس اخلاق. درس زندگی.
بوستان، کتابی است به نظم. در قالب مثنوی. در ده باب. پر از داستانهای منظوم. پر از پند و اندرز. بوستان، آرمانشهر سعدی است. سعدی در بوستان، جامعهای آرمانی را تصویر میکند. جامعهای پر از عدالت. پر از مهربانی. پر از انسانیت.
یکی از ویژگیهای مهم این دو کتاب، ایجاز است. سعدی میتواند یک درس بزرگ را در چند جمله کوتاه بیان کند. این ایجاز، عین بلاغت است . در گلستان، نمیتوان چیزی را حذف کرد. هر جمله، جای خودش است. هر کلمه، ضروری است.
این دو کتاب، نه تنها در ایران، بلکه در جهان نیز تأثیرگذار بودهاند. اندیشمندانی مانند ولتر و گوته از آنها تأثیر پذیرفتهاند . سعدی نخستین شاعر ایرانی است که آثارش به یکی از زبانهای اروپایی ترجمه شده است .
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم گلستان و بوستان، دو گنجینه جاودان ادبیات فارسی هستند. یکی به نثر، یکی به نظم. هر دو، پر از حکمت و اخلاق. هر دو، آینه جامعه و انسان. سعدی با این دو کتاب، به ما یاد داد که میتوان با سادهترین کلمات، عمیقترین معانی را بیان کرد. و این، بزرگترین درس سعدی است.
سعدی، جهانگردی که از سفر نوشت
مقدمه
بعضی شاعران، فقط در یک مکان میمانند. بعضی شاعران، سفر میکنند. سعدی از آن شاعرانی است که سفر را انتخاب کرد. او سالها در سرزمینهای مختلف گشت. از شهری به شهر دیگر. از کشوری به کشور دیگر. و از این سفرها، تجربه اندوخت. تجربههایی که بعدها در آثارش منعکس شدند. در این انشا میخواهم درباره سعدی به عنوان یک جهانگرد بنویسم؛ از سفرهایش و از تأثیر آنها بر آثارش.
بدنه
سعدی در جوانی به بغداد رفت. در مدرسه نظامیه تحصیل کرد. اما تحصیل، او را راضی نکرد. او میخواست دنیا را ببیند. مردم را بشناسد. زندگی را تجربه کند. پس شروع به سفر کرد.
او به بلخ رفت. به غزنه. به هندوستان. به یمن. به شام. به مراکش. به حبشه. به حجاز. به ترکیه. به آذربایجان . او بارها به حجاز رفت و سفر حج کرد . این سفرها، سالها طول کشیدند. سعدی در این سفرها، با مردم مختلف آشنا شد. با فرهنگهای مختلف. با دردها و شادیهای مختلف.
این تجربهها، بعدها در آثار سعدی منعکس شدند. گلستان و بوستان، پر از حکایتهایی هستند که سعدی در سفرهایش دیده یا شنیده بود. او از هر حادثه کوچک، یک درس اخلاقی میساخت. از هر برخورد، یک حکایت. از هر مشاهده، یک پند.
سعدی بعد از سالها سفر، به شیراز برگشت. در آنجا، تجربههایش را به نگارش درآورد. و زیباترین و لطیفترین شعرهایش را در بوستان سرود . سفر، سعدی را ساخت. سفر، به سعدی دید داد. سفر، به سعدی تجربه داد. و سعدی، این تجربهها را به ما هدیه داد.
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، یک جهانگرد بود. او سفر کرد. تجربه اندوخت. و از تجربههایش نوشت. سفرهای سعدی، فقط سفر نبودند. یک کلاس درس بودند. کلاسی که در آن، سعدی انسان را شناخت. زندگی را شناخت. و این شناخت را در آثارش به ما منتقل کرد. من به عنوان یک دانشآموز، از سعدی یاد میگیرم که سفر، بهترین معلم است. و تجربه، بهترین درس.
سعدی و غزل؛ عاشقانههای استاد

مقدمه
سعدی را بیشتر با گلستان و بوستان میشناسیم. اما سعدی، استاد غزل هم بود. غزلهای او، پر از عشق هستند. پر از شور. پر از لطافت. سعدی در غزلهایش، از عشق زمینی میگوید. از زیبایی معشوق. از درد فراق. از شوق وصال. و در کنار آن، غزلهای عارفانه هم دارد. غزلهایی که از عشق الهی میگویند. در این انشا میخواهم درباره سعدی به عنوان استاد غزل بنویسم؛ از غزلهایش و از چیزی که آنها را خاص میکند.
بدنه
سعدی، استاد غزلسرایی بود. او غزل فارسی را به کمال خود رساند . غزلهای او، اغلب عاشقانه هستند. توصیفکننده عشق زمینی. اما در کنار آن، غزلهای پندآموز و عارفانه نیز سروده است .
یکی از ویژگیهای مهم غزلهای سعدی، سهل و ممتنع بودن آنهاست. یعنی در ظاهر ساده به نظر میرسند، اما در باطن، پر از ظرافت و پیچیدگی هستند. شنونده میپندارد که معنی و مفهوم به سادگی درک میشود. اما تقلید از آنها دشوار یا غیرممکن است .
غزلهای سعدی، پر از موسیقی هستند. پر از آهنگ. پر از ریتم. این موسیقی، یکی از مهمترین دلایل ماندگاری آنهاست. سعدی میتوانست با کلمات، آهنگ بسازد. و این آهنگ، قرنهاست که در گوشها مانده است.
یکی از معروفترین غزلهای سعدی، غزلی است که با این بیت شروع میشود: «همه عمر برندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی» . این غزل، نمونهای از عشق عمیق و ماندگار است. عشقی که از قبل از تولد شروع شده. عشقی که هرگز تمام نمیشود.
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، استاد غزل بود. غزلهای او، پر از عشق. پر از شور. پر از لطافت. پر از موسیقی. غزلهای سعدی، قرنهاست که خوانده میشوند. و همچنان تازه هستند. من به عنوان یک دانشآموز، هنوز غزلهای سعدی را به طور کامل نخواندهام. اما میدانم که روزی، آنها را خواهم خواند. با دل. با عشق. و از آنها، درس عشق خواهم گرفت.
انشای مذهبی (چندین انشای مذهبی درباره موضوعات مختلف معنوی مذهبی)
سعدی، معلم اخلاق
مقدمه
بعضی شاعران، فقط شعر میگویند. بعضی شاعران، درس میدهند. سعدی از آن شاعرانی است که درس میدهد. درس اخلاق. درس زندگی. درس انسانیت. گلستان و بوستان او، پر از پند و اندرز هستند. پر از حکایتهایی که هر کدام، یک درس اخلاقی دارند. در این انشا میخواهم درباره سعدی به عنوان معلم اخلاق بنویسم؛ از درسهایی که او به ما میدهد.
بدنه
سعدی در آثارش، از همه چیز میگوید. از عدالت. از مهربانی. از فروتنی. از راستگویی. از صبر. از شکرگزاری. و از همه مهمتر، از انسانیت.
یکی از درسهای مهم سعدی، فروتنی است. او در گلستان، حکایتی از کودکی خودش تعریف میکند. شبی در کنار پدر، بیدار و دلبسته عبادت نشسته بود. دیگران را در خواب دید. با لحنی کودکانه اما آمیخته به عجب، به پدر گفت که اینان چگونه سر از خواب برنمیدارند تا به نیایش برخیزند. پدر، پاسخی داد که قرنهاست چون آینهای در برابر جان آدمی ایستاده است: «جان پدر، تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق افتی.» . این حکایت، درس فروتنی است. درس اینکه خودبینی، بزرگترین آفت است.
درس دیگر سعدی، سخنچینی نکردن است. او در گلستان میگوید: «سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرمزده نشوی.» . این جمله، درس بزرگی است. درس اینکه در اختلافات، جانب انصاف را نگه داریم. درس اینکه آتش دشمنی را شعلهور نکنیم.
درس دیگر سعدی، رازداری است. او حکایتی از بازرگانی تعریف میکند که هزار دینار خسارت دید. به پسرش گفت که این سخن را با کسی در میان نگذارد. پسر پرسید: «فایده نهان داشتن چیست؟» پدر گفت: «تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.» . این حکایت، درس رازداری است. درس اینکه غمهایمان را با دشمنان در میان نگذاریم.
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، معلم اخلاق است. او به ما درس فروتنی میدهد. درس سخنچینی نکردن. درس رازداری. درس انسانیت. آثار سعدی، پر از این درسها هستند. و ما باید آنها را بخوانیم. باید یاد بگیریم. باید عمل کنیم. تا انسانهای بهتری باشیم. تا جامعهای بهتر بسازیم.
سعدی و تأثیر او بر زبان فارسی

مقدمه
زبان فارسی، در طول تاریخ، شاعران و نویسندگان بزرگی داشته است. اما بعضی از آنها، تأثیر عمیقتری بر زبان گذاشتهاند. سعدی یکی از این افراد است. او نه فقط شاعر بود. او زبانساز بود. زبان فارسی امروز، مدیون سعدی است. در این انشا میخواهم درباره تأثیر سعدی بر زبان فارسی بنویسم؛ از چیزی که او به این زبان هدیه داد.
بدنه
سعدی تأثیر انکارناپذیری بر زبان فارسی گذاشته است. شباهت قابل توجهی بین فارسی امروزی و زبان سعدی وجود دارد . بسیاری از ضربالمثلهای رایج در زبان فارسی از آثار او اقتباس شدهاند . زبان امروز ما، تا حد زیادی، زبان سعدی است.
سعدی برخلاف بسیاری از نویسندگان پیش از خود، سادهنویسی و ایجاز را در پیش گرفت . او توانست حتی در زمان حیاتش شهرت زیادی به دست آورد. زبان سعدی، زبانی است که هم اهل فن آن را میپسندند، هم مردم عادی آن را میفهمند. این، بزرگترین دستاورد سعدی است.
سعدی جذابیت شعر را به نثر داد. روانی نثر را در شعر خلق کرد . او زبان شعر و نثر را به هم نزدیک کرد. پیش از سعدی، زبان شعر روانتر و نثر دشوارتر بود. اما سعدی این فاصله را از بین برد.
یکی از ویژگیهای مهم زبان سعدی، موسیقی آن است. این ویژگی، مهمترین دلیل ماندگاری آثار اوست . سعدی میتوانست با کلمات، آهنگ بسازد. و این آهنگ، زبان را ماندگار کرد.
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، تأثیر عمیقی بر زبان فارسی گذاشته است. او زبان را ساده کرد. ایجاز را وارد آن کرد. موسیقی به آن داد. و آن را ماندگار کرد. زبان امروز ما، مدیون سعدی است. من به عنوان یک دانشآموز، به سعدی افتخار میکنم. به اینکه او زبان فارسی را غنیتر کرد. و امیدوارم روزی بتوانم آثارش را بخوانم و از زبانش یاد بگیرم.
سعدی در جهان؛ شاعری که مرزها را درنوردید
مقدمه
بعضی شاعران، فقط در کشور خودشان محبوب هستند. بعضی شاعران، در جهان. سعدی از آن شاعرانی است که مرزها را درنوردید. آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شد. اندیشمندان بزرگ جهان از او تأثیر گرفتند. و امروز، نام او در سراسر دنیا شناخته میشود. در این انشا میخواهم درباره سعدی در جهان بنویسم؛ از محبوبیت او در سراسر دنیا.
بدنه
سعدی نخستین شاعر ایرانی است که آثارش به یکی از زبانهای اروپایی ترجمه شده است . این نشان میدهد که آثار او از همان زمان، مورد توجه جهانیان بوده است.
اندیشمندان بزرگی مانند ولتر و گوته از آثار سعدی تأثیر پذیرفتهاند . این تأثیر، نشاندهنده عمق و جهانی بودن اندیشه سعدی است. سعدی فقط برای ایرانیان نمینوشت. برای همه انسانها مینوشت.
آثار سعدی در سراسر جهان با اقبال روبرو شدهاند. علت این اقبال و فراگیری جهانی، درک عمیق سعدی از انسان و انسانیت بوده است . سعدی از چیزهایی میگوید که همه انسانها، در همه زمانها و مکانها، با آنها درگیر هستند. عشق. درد. عدالت. ظلم. مهربانی. انسانیت.
سعدی نماینده ادبیات هند و ایرانی برای اروپاییان محسوب میشود . رمانتیسم اروپا با تأثیرگذاری ادبیات هند و اروپایی امکانپذیر شد. بسیاری از نویسندگان چون آندره ژید و هوگو بر این مسئله اذعان داشتهاند .
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، یک شاعر جهانی است. او مرزها را درنوردید. زبانها را درنوردید. فرهنگها را درنوردید. او امروز، در سراسر جهان، خوانده میشود. دوست داشته میشود. و به انسانها، در هر جای دنیا، درس انسانیت میدهد. من به عنوان یک دانشآموز ایرانی، به سعدی افتخار میکنم. به اینکه او ایرانی بود. به اینکه فارسی نوشت. به اینکه مرزها را درنوردید.
سعدی و آرامگاهش؛ سعدیه
مقدمه
بعضی شاعران، در دلی مردم زندهاند. بعضی شاعران، در سنگ و خاک هم. سعدی هر دو را دارد. در دل مردم زنده است. و آرامگاهش، سعدیه، در شیراز، یاد او را زنده نگه میدارد. سعدیه، فقط یک آرامگاه نیست. یک زیارتگاه ادبی است. یک مکان تاریخی. یک جاذبه گردشگری. در این انشا میخواهم درباره آرامگاه سعدی بنویسم؛ از سعدیه و از چیزی که آن را خاص میکند.
بدنه
آرامگاه سعدی، معروف به سعدیه، در شهر شیراز قرار دارد. در انتهای خیابان بوستان و کنار باغ دلگشا، در دامنه کوه در شمال شرق شیراز . این مکان، در زمان حیات سعدی، خانقاه او بود. سعدی در آن زندگی میکرد. و بعد از مرگ، در همانجا به خاک سپرده شد .
بنای فعلی آرامگاه سعدی، توسط محسن فروغی طراحی شده است. ساخت آن در سال ۱۳۳۰ به پایان رسید . این بنا، در پشت اسکناس ده هزار تومانی نقش بسته است . آرامگاه سعدی در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۵۳ به شماره ثبت ۱۰۱۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
سعدیه، فقط یک آرامگاه نیست. یک مجموعه است. قنات سعدیه. حوض ماهی. حوض سکه. کتابخانه سعدیه . در اطراف آرامگاه، قبور بزرگان دیگری نیز وجود دارند. از جمله شوریده شیرازی که آرامگاهش به وسیله رواق به آرامگاه سعدی متصل شده است .
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدیه، فقط یک آرامگاه نیست. یک یادگار است. یادگاری از سعدی. از اندیشهاش. از هنرش. از انسانیتش. من به عنوان یک دانشآموز، آرزو دارم روزی به شیراز بروم و سعدیه را ببینم. تا به سعدی ادای احترام کنم. تا از نزدیک، یاد او را گرامی بدارم.
انشا درباره عید نوروز ( انشاهای زیبا درباره عید نوروز برای تمامی پایه ها )
سعدی، شاعری که در زمان خودش مشهور شد

مقدمه
بعضی شاعران، بعد از مرگشان مشهور میشوند. بعضی شاعران، در زمان خودشان. سعدی از آن شاعرانی است که در زمان حیاتش شهرت فراوانی داشت . این، ویژگی مهمی است. زیرا نشان میدهد که آثار او از همان زمان، مورد پذیرش مردم قرار گرفته است. در این انشا میخواهم درباره این ویژگی سعدی بنویسم؛ از شاعری که در زمان خودش جاودانه شد.
بدنه
سعدی تا پیش از نگارش بوستان و گلستان، شاعری نامآشنا نبود. اما نگارش این دو کتاب، سرآغاز شهرت و بلندآوازگی او شد . بوستان در سال ۶۵۵ و گلستان در سال ۶۵۶ نوشته شدند. و بعد از آن، سعدی به یکی از مشهورترین شاعران زمان خود تبدیل شد.
آثار سعدی حتی در زمان حیاتش، در هندوستان، آسیای صغیر و آسیای میانه به زبان فارسی یا به صورت ترجمه در دسترس مخاطبانش قرار داشت . این نشان میدهد که شهرت او فراتر از مرزهای ایران رفته بود.
سعدی پس از سکونت در شیراز، زندگی خود را صرف سرودن شعر و مراقبه کرد. روزگار خود را با تقدیم شعری یا نصیحتی به امیران و رعایا و طرفداران خود و پذیرش هدایای آنها میگذراند . این نشان میدهد که او در زمان خودش، جایگاه بالایی داشت.
بسیاری از شاعران و نویسندگان فارسیزبان از سبک سعدی تقلید کردهاند. حافظ از جمله شاعرانی بوده که تحت تأثیر سبک سعدی به سرودن غزل پرداخته است . این تأثیر، نشاندهنده جایگاه سعدی در تاریخ ادبیات فارسی است.
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، شاعری است که در زمان خودش مشهور شد. این، ویژگی مهمی است. زیرا نشان میدهد که آثار او از همان زمان، مورد پذیرش مردم قرار گرفته است. سعدی در زمان حیاتش، جاودانه شد. و این جاودانگی، تا امروز ادامه دارد. من به عنوان یک دانشآموز، به سعدی افتخار میکنم. به اینکه او در زمان خودش شناخته شد. و به اینکه نامش، تا امروز زنده مانده است.
سعدی، معلم زندگی
مقدمه
بعضی شاعران، فقط شعر میگویند. بعضی شاعران، درس میدهند. سعدی از آن شاعرانی است که درس میدهد. درس زندگی. درس عشق. درس انسانیت. آثار او، پر از حکمت هستند. پر از تجربه. پر از معرفت. در این انشا میخواهم درباره سعدی به عنوان معلم زندگی بنویسم؛ از درسهایی که او به ما میدهد.
بدنه
اولین درس سعدی، انسانیت است. سعدی در آثارش، از همه انسانها میگوید. از پادشاهان. از درویشان. از ثروتمندان. از فقیران. از همه. و از همه، درس انسانیت میدهد. درس اینکه همه انسانها، فارغ از مقام و ثروت، برابر هستند.
دومین درس سعدی، عدالت است. سعدی در بوستان، جامعهای آرمانی را تصویر میکند. جامعهای پر از عدالت. پر از انصاف. پر از حق. او از پادشاهان میخواهد که عادل باشند. از مردم میخواهد که به حق یکدیگر احترام بگذارند.
سومین درس سعدی، مهربانی است. سعدی در گلستان، حکایتهای زیادی از مهربانی تعریف میکند. از کسانی که به دیگران کمک کردند. از کسانی که دلها را شاد کردند. و از کسانی که با مهربانی، دنیا را قشنگتر کردند.
چهارمین درس سعدی، فروتنی است. سعدی خودش فروتن بود. در آثارش، از خودبینی و غرور انتقاد میکرد. او میگفت که انسان باید خودش را بشناسد. باید بداند که کامل نیست. باید بداند که نیازمند است.
پنجمین درس سعدی، عشق است. سعدی عاشق بود. عاشق انسان. عاشق زندگی. عاشق خدا. و این عشق، در همه آثارش منعکس شده است. در غزلهایش. در حکایتهایش. در پندهایش.
نتیجه
در پایان میتوانم بگویم سعدی، معلم زندگی است. او به ما درس انسانیت میدهد. درس عدالت. درس مهربانی. درس فروتنی. درس عشق. آثار او، پر از این درسها هستند. و ما باید آنها را بخوانیم. باید یاد بگیریم. باید عمل کنیم. تا انسانهای بهتری باشیم. تا زندگیای قشنگتر بسازیم. به یاد سعدی. به نام سعدی. برای ایران.






